بایگانی “نگاه زن”

توانمندسازی زنان از حرف تا عمل

دوشنبه, ۲۱ تیر, ۱۳۸۹

توانمندسازی زنان از آن دست واژه‌هایی ا‌ست که حدود ۳دهه است در برنامه‌های توسعه کشورها و اسناد بین‌المللی وارد شده و کشور‌های مختلف به فراخور میل به توسعه یافتگی از آن استفاده می‌کنند.

در ایران اما توانمندسازی زنان اغلب شامل ارتقای زنان در مدیریت خانواده‌ و محله است. پیشرفت زنان در ایران در سال‌های اخیر چشمگیر بوده است، اما مشارکت آنان در برنامه‌های توسعه اجتماعی یا جامعه محلی در سطح پایین باقی مانده است. در بهترین حالت، این توانمندسازی معطوف به توانایی‌های مالی است؛ یعنی اگر زنی بتواند دستش در جیب خودش و نه پدر و شوهرش برود توانمند شده است.

البته همان اوایل یعنی ۳۰سال پیش که این واژه مصطلح شد رویکرد اولیه برنامه‌های کاهش فقر در میان زنان بود و کم‌کم اندیشمندان این حوزه، تعاریف جدیدی از توانمندسازی مبتنی بر مفاهیمی چون پیشرفت و قدرتمندی (تصمیم‌گیری و مشارکت) ارائه کردند.در ایران به جای تأکید بر قدرت یافتن زنان، روی توانایی‌ها و مهارت‌یابی آنها تأکید شده است درصورتی که مسئله اصلی در این مفهوم رسیدن زنان به توانایی نیست، بلکه رسیدن آنها به قدرت و داشتن نقش مؤثر در فرایندهای گوناگون اعم از اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… است. شاید یکی از مهم‌ترین دلایل این اشتباه در شناخت و درک این مفهوم، ناشی از ترجمه غیردقیق این کلمه باشد.

دفتر مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران تحقیقی با عنوان تعیین شاخص‌های توانمندسازی زنان و سنجش وضعیت توانمندی زنان در شهر تهران انجام داده است که در آن علاوه بر تعیین شاخص‌ها، ۲رویکرد مطالعات بین‌المللی و شاخص‌های برخاسته از محدودیت‌های زنان در شهر تهران که آن هم از پژوهش‌های انجام شده در سال‌های اخیر به‌دست آمده مورد توجه قرار گرفته است.

کیوان ضیایی، محقق این پژوهش در این۲رویکرد شاخص‌ها را در ۲قالب ظرفیت‌ها (شامل ظرفیت‌های اقتصادی، اجتماعی، روانی و انسانی) و قدرت تصمیم‌گیری (شامل آزادی عمل، نقش مؤثر در تصمیم‌گیری و کنترل ظرفیت‌های اقتصادی) تفکیک کرده است.در این تحقیق در سنجش وضعیت توانمندی زنان ساکن در شهر تهران نیز ۲گروه زنان مجرد و زنان متاهل مورد مطالعه قرار گرفتند. این تفکیک به‌دلیل متفاوت بودن ماهیت منبع یا منابع توزیع قدرت درون خانواده است. این سنجش تمامی ۲۲ منطقه شهر تهران را در بر می‌گیرد.این محقق دریافته است که اکثر مطالعات تجربی که در ایران و با موضوع توانمندسازی زنان انجام پذیرفته، در ۲حوزه زنان سرپرست خانوار که تحت پوشش مراکز حمایتی هستند و دیگر زنانی که از اعتبارات وام ‌های خوداشتغالی استفاده کرده‌اند و کمتر زنان به‌صورت عام بررسی شده‌اند.

از توانمندسازی به‌دنبال چه می‌گردیم؟

نگاه برخی از پژوهشگران و برنامه‌ریزان به‌خصوص صاحب‌نظران سازمان‌های بین‌المللی به توانمندسازی نگاهی ابزاری است و برای این منظور بیشتر پیامدها و دستاوردهای توانمندی زنان در جهت توسعه همچون فقرزدایی و رشد اقتصادی، تغییر رفتارهای باروری و‌گذار جمعیتی، تأمین سلامت کودکان و خانواده و… را مورد توجه قرار می‌دهند. عده‌ای دیگر توانمندسازی را فی‌‌النفسه هدف می‌دانند. این عده یا توانمند‌شدن را یک روند تغییر می‌دانند یا به‌دنبال رشد و شکوفایی زنان و بروز استعدادهایشان هستند. در نگاه این تحقیق توانمندسازی به‌صورت پروسه و فرایندی ممتد تعریف می‌شود که شرایط ساختاری (سیاسی، عرفی و حقوقی) و عاملیتی (ظرفیت‌ها، قدرت تصمیم‌گیری) و دسترسی (به منابع مادی و غیرمادی موجود در جامعه) را برای قدرت‌یابی زنان در خانه و جامعه در مواردی که برای آنها محدودیت وجود دارد را فراهم می‌کند.

موارد یاد شده به این معنی نیست که نقش مردان در زندگی و جامعه به کمتر از زنان تقلیل پیدا کند و فضا و کنشی زن‌سالارانه داشته باشیم بلکه به این معنی است که حق زنان است که همراه و به اندازه مردان در مناسبات زندگی، شرکت فعال داشته باشند و برخوردار از قدرت و مسئولیت تصمیم‌گیری باشند و فی‌النفسه از شرایط برابر با مردان برای رسیدن به این مناسبات برخوردار شوند.

در واقع قدرت برتری فردی بر فرد دیگر (زن بر مرد) نیست، بلکه بیشتر هدف ارتقای خودباوری و خود اتکایی زنان مورد بحث است. عاملیت نیز به توانایی خود زنان و احساس درونی، توان ذهنی و عینی زنان برای ساختن و دستیابی به زندگی مناسب و افزایش قدرت لازم اشاره دارد.

در این سطح ۲عامل خشونت علیه زنان و نگرش جنسیتی در زنان به‌عنوان عواملی هستند که مانع توانمندسازی زنان می‌شوند. این عوامل هم مانع رشد ظرفیت‌های زنان می‌شوند و هم نقش کاملا مؤثر و کاهنده‌ای بر قدرت تصمیم‌گیری زنان دارند؛ چنانچه نگرش‌های کلیشه‌ای با تأثیر بر باورهای زنان، از آنها انسان‌های غیرعامل می‌سازد و در تصمیم‌گیری‌ها آنها را منفعل می‌کند و همچنین مانع رشد بخشی از ظرفیت‌های زنان است که با عاملیت آنها ارتباط مستقیم‌تر و قوی‌تری دارد.

خشونت علیه زنان نیز با محدودیت‌هایی که ایجاد می‌کند باعث می‌شود که زنان در فضاهای عمومی و مدنی که می‌تواند سبب گسترش توانایی‌های آنها شود، حضور پیدا نکنند یا کمتر حضور یابند. خشونت از طریق تأثیر بر قدرت تصمیم‌گیری و آزادی‌های مشروع زنان – بالاخص در خشونت‌های خانگی- مانعی جدی در توانمندسازی زنان ایجاد می‌کند.

در تحقیق دفتر مطالعات اجتماعی شهرداری تهران، ۱۲۱۷نفر از زنان ۱۸ ساله و بالاتر ساکن مناطق بیست‌ودوگانه شهر تهران با روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای انتخاب شدند و مورد پرسش قرار گرفتند.

شاخص‌های این تحقیق در بعد ظرفیت شامل ظرفیت اقتصادی (درآمد شخصی، دارایی، پس‌انداز و پشتگرمی مالی)، ظرفیت اجتماعی (سرمایه اجتماعی، انسجام، مشارکت اجتماعی، اعتماد، هنجار و عمل متقابل)، اعتبار، احساس قدرت (عدم‌احساس بی‌قدرتی) ظرفیت روانی (اعتماد به نفس، میل به پیشرفت، حس ارزشمندی) بهداشت روانی (اضطراب، افسردگی، وسواس، حساسیت بین فردی) و ظرفیت انسانی (تحصیلات، سلامت جسمانی، مهارت، اعتقاد سازنده، آگاهی از حقوق کلی زنان، عمومی) و آینده‌نگری می‌شود.در بعد قدرت تصمیم‌گیری شاخص‌های سنجیده شده شامل آزادی عمل و نقش مؤثر در تصمیم‌گیری است.

مولفه‌های این دو شاخص برای زنان متأهل و مجرد با هم فرق می‌کند. به‌طور مثال برای سنجش میزان آزادی عمل زنان متاهل سؤالاتی در مورد (رفتن به مکان‌های مورد علاقه، انجام فعالیت‌های مورد علاقه، خریدن چیزهای مورد علاقه، نحوه خرج‌کردن، تصمیم در داشتن یا نداشتن شغل) پرسیده شده است و برای تعیین میزان نقش‌شان در تصمیم‌گیری‌ها سؤالاتی در مورد (زمان بارداری، فاصله میان زاد و ولد و تعداد کودکان، روابط زناشویی، نحوه برنامه‌ریزی خانواده، رسیدگی به امور فرزندان و…) پرسیده شده است. به سؤالاتی از قبیل (انتخاب همسر، تأثیرگذاری در مسائل مهم زندگی، نقش مشورت‌دهی، توجه خانواده به خواسته‌ها و نیازها، برنامه‌ریزی خانواده، کنترل بر درآمد شخصی و کنترل بر پس‌انداز) جواب داده‌اند.

زنان متوسط تهرانی

یافته‌های تحقیق کیوان ضیایی حاکی از آن است که زنان تهرانی از نظر ابعاد توانمندسازی در کل در وضعیت متوسطی به سر می‌برند. در این بخش وضعیت آماری شاخص‌ها را در سه سطح پایین، متوسط و بالا سنجیده‌اند به این معنا که چند درصد از زنان و دختران در حد پایین و متوسط و بالا هستند.

وضعیت بعد قدرت تصمیم‌گیری از بعد ظرفیت بهتر است و تا حدودی مناسب است. در میان شاخص‌های این بعد، وضعیت ابعاد آزادی عمل و کنترل ظرفیت‌های اقتصادی شبیه به هم هستند و از بعد نقش مؤثر در تصمیم‌گیری بهتر است. در میان شاخص‌های بعد ظرفیت، هرچند ظرفیت اقتصادی از شرایط نامطلوب‌تری برخوردار است و تقریبا در حد ضعیف قرار دارد اما ظرفیت انسانی و اجتماعی هر دو دارای شرایط مناسب‌تر و در حد متوسط هستند که البته در این میان، ظرفیت روانی نسبت به دیگر ظرفیت‌ها اوضاع بهتری دارد و متوسط رو به بالا را نشان می‌دهد.

در هر دو بعد توانمندی، هم در بعد ظرفیت و هم در بعد قدرت تصمیم‌گیری اختلاف میانگین معنی‌داری میان زنان مجرد و متاهل دیده می‌شود و این تفاوت حاکی از رویکرد متفاوت این دو گروه از زنان در آن بعد است.همچنین در شاخص‌های این ابعاد تنها در دو بعد ظرفیت انسانی و ظرفیت اجتماعی این تفاوت میانگین دیده نمی‌شود و می‌توان گفت که رویکرد یکسانی میان زنان متاهل و مجرد در میان این شاخص‌ها دیده می‌شود.در شاخص کنترل منابع اقتصادی، زنان مجرد دارای شرایط بهتری نسبت به زنان متاهل هستند.

این وضعیت در شاخص آزادی عمل و تا حدی در شاخص نقش مؤثر در تصمیم‌گیری نسبت به شاخص کنترل منابع اقتصادی برعکس است و زنان متاهل از شرایط بهتری برخوردار هستند. این امر نشان‌دهنده توزیع قدرت بالاتر زنان متاهل نسبت به زنان مجرد در این دو شاخص است و علت آن را می‌توان در تفاوت منبع توزیع و یا کسب اقتدار (والدین/ شوهر) جست‌وجو کرد.

توانمندسازی با مانع

سنجش شاخص‌خشونت اجتماعی علیه زنان نشان از آن دارد که با بیش از ۹۵درصد اطمینان می‌توان گفت که بین زنان و دختران تفاوت معناداری وجود دارد.

برابر نتایج به‌دست آمده در بیشتر مواقع خشونت‌های اعمال شده علیه زنان در محیط جامعه حاکی از آن است که بیش از دوسوم زنان که جمعیتی معادل ۵/۷۹درصد کل جامعه آماری را شامل می‌شوند، معتقد به تجربه خشونت در فضای جامعه با شدت بالا هستند که ۴/۸۴درصد زنان متأهل و ۵/۶۹درصد مجردین در این سطح بالای خشونت قرار می‌گیرند.

از سوی دیگر به شکل تقریبی، ۱۳درصد گروه مورد مطالعه، خشونت را در سطوح متوسط آن، در محیط جامعه تجربه کرده‌اند که در این میان سهم آسیب‌های زنان مجرد با ۹/۲۱درصد در میان کل مجردین بیش از دوبرابر متأهلینی است که از سطح متوسط خشونت در جامعه علیه خویش رنج برده‌اند. این در حالی است که زنان پاسخگو چندان قائل به پایین‌بودن خشونت علیه آنان در جامعه نیستند؛ به عبارتی سطح پایین شدت خشونت تنها ۷درصد کل جامعه آماری را
در برگرفته است که ۶/۸درصد دختران مجرد و ۲/۶درصد متأهلین را شامل می‌شوند.

سنجش شاخص خشونت‌های خانگی در جایگاه تهدید و محدودیت برای توانمندی جامعه زنان از توزیع متفاوتی به لحاظ فراوانی‌ها در دو گروه مجردین و متأهلین برخوردار است. بنابر یافته‌های این پژوهش نزدیک به ۴۰درصد عموم زنان در معرض سطح پایینی از خشونت‌های خانگی قرار داشتند که از این مقدار سهم زنان مجرد ۹۵درصد و زنان متاهل ۱۰ درصد است.
در مقابل درصد قابل توجهی از زنان متاهل در سطوح متوسط با ۸/۳۷درصد و بالا با ۲/۵۲درصد در معرض خشونت خانگی قرار دارند. بدین‌لحاظ می‌توان از جامعه زنان متاهل به‌عنوان جدی‌ترین قربانیان خشونت خانگی یاد کرد.

در کل خشونت علیه زنان نزدیک به ۶۰درصد است که این امر بسیار جای تامل دارد و البته خشونت در زنان متاهل بسیار بیشتر از زنان مجرد است.

دومین شاخص از موانع بر سر راه توانمندسازی‌های عاملیتی زنان، نگرش‌های جنسیتی در خود زنان است. نتایج این شاخص نشان از این امر دارد که تفاوت معناداری بین زنان مجرد و متاهل در مورد نگرش‌های جنسیتی (کل) وجود ندارد. همچنین بیش از نیمی از عموم زنان، اعم از مجردین و متأهلین، واجد نگرش‌های جنسیتی متوسط مرتبط با نقش‌هایی که در جامعه به آنها سپرده شده هستند.

توزیع چنین نگرش‌هایی بنابر سطوح سه‌گانه به لحاظ شدت برخورداری‌ها، حاکی از آن است که ۷/۵۴ درصد زنان مجرد و ۸/۵۲ درصد متأهلین برخوردار از میزان متوسطی از نگرش‌های جنسیتی مبنی بر نقش زنان در محیط اجتماعی هستند. این در حالی است که ۶/۱۷درصد زنان مورد مطالعه دارای اشکال شدیدتر نگرش‌های جنسی‌گرایانه مرتبط با حضور و جایگاه زنان در جامعه هستند.

در این میان متأهلین دارای چنین نگرشی، ۶/۱۶درصد از کل جامعه زنان متأهل را شامل می‌شود. ضمن آنکه سهم مجردین در برخورداری از سطوح بالای چنین نگرش‌هایی ۶/۱۹درصد کل جامعه زنان مجرد را در بر می‌گیرد. از دیگر سو ۲۹درصد کل زنان کمتر گرفتار چنین نگرش‌هایی هستند.لذا به شکلی عمومی، حداقل نگرش‌های مرتبط با نقش زنان در جامعه زنان به لحاظ جنسیتی در میان تعداد کمتری از افراد گروه مورد مطالعه که شامل ۷/۲۵درصد مجردین و ۶/۳۰درصد متأهلین است، دیده می‌شود.

همچنین بررسی چنین نگرش‌هایی که با ایفای نقش زنان در محیط خانواده مرتبط است بیش از ۴۰درصد زنان متأهل و بیش از ۴۳درصد مجردین دارای نگرش‌های جنسیتی مبنی بر نقش خود در خانواده هستند. ۳/۳۴درصد از کل زنان، برخوردار از بیشترین میزان نگرش‌های جنسیتی مبنی بر نقش زنان در خانواده هستند.

در شاخص توانمندی کل زنان، منطقه۷ بهترین رتبه را در میان مناطق بیست‌ودوگانه شهر تهران کسب کرده و به‌ترتیب مناطق ۲۲، ۶، ۱ و ۳ در رده‌های بعدی قرار می‌گیرند و بالعکس منطقه ۱۴ بدترین رتبه را به‌خود اختصاص داده است و مناطق ۱۱، ۱۲ و ۲۱ نیز از نظر رده‌بندی وضعیت نامناسبی دارند.توانمندسازی زنان یک فرایند پیچیده و چند بعدی است که در پی توزیع مجدد قدرت است و زنانی که از داشتن قدرت در ابعاد مختلف زندگی محروم یا محدود هستند، به‌واسطه این فرایند پویا بدان دست خواهند یافت. این محدودیت قدرت برای زنان ناشی از دو امر است که یکی از آنها به شرایط ساختاری جامعه برمی‌گردد و در سطوح کلان و میانی قابلیت بررسی دارد و دیگری که سطح خرد را در بر می‌گیرد، مربوط به‌خود زنان و نقش فاعلیت و عاملیتی است که برای خود قائل هستند.

زهرا رفیعی:

همشهری آنلاین

گفت و گو با بانوی موفق ایرانی یکی از ۳۰ میلیاردر کشور

چهارشنبه, ۱۹ خرداد, ۱۳۸۹

خبرگزاری بین المللی زنان ایران : این زن نمونه که اکنون به عنوان یکی از ۳۰ میلیاردر ایرانی در برخی از سایتها معرفی شده است کار خود را از یک آگهی استخدام در روزنامه آغاز کرد

خبرگزاری زنان ایران – تهران
سرویس زن ایرانی – چهره ها

خبرگزاری بین المللی زنان ایران : این زن نمونه که اکنون به عنوان یکی از ۳۰ میلیاردر ایرانی در برخی از سایتها معرفی شده است کار خود را از یک آگهی استخدام در روزنامه آغاز کرد .

به گزارش سرویس زن ایرانی خبرگزاری زنان ایران ، این زن که مدیر عامل شرکت حمل‌ونقل بین‌المللی‌ و کشتیرانی سدیدبار و عضو هیئت مدیره چند شرکت حمل‌ و نقل بین‌المللی است در سایت عصرایران به عنوان یکی از ۳۰ میلیاردر ایرانی معرفی شده است .

اما جریان تلاش های او برای رسیدن به این جایگاه مهم در گفتگو با جهان خواندنی است: سیده فاطمه مقیمی متولد سال ۱۳۳۷ در تهران ، دارای مدرک مهندسی راه ‌وساختمان، موسس و مدیر عامل شرکت حمل و نقل بین الملل است و در کارگروه های مرتبط با موضوع حمل و نقل همکاری های زیادی دارد.

مقیمی در سال ۱۳۵۸ پس از اتمام دوره تحصیلات دانشگاهی در رشته مهندسی عمران به ایران بازگشت و در جریان پیدا کردن کار از طریق یک آگهی استخدام در روزنامه جهت کار ترجمه ای وارد یک شرکت بین المللی حمل و نقل می شود و با قابلیت هایی که از خود بروز می دهد ظرف ۵ ماه مسئول بخش کامیونی شرکت می شود.

به گفته خود مقیمی، جو مردانه حاکم بر محیط کار در نهایت سبب استعفای وی از شرکت می شود.

اما مقیمی که در اکنون در این رشته تخصص پیدا کرده است از طریق وزارت راه و ترابری به سندیکای شرکت‌های حمل و نقل مراجعه و در آانجا فعالیت های خود را ادامه می دهد.

در خلال سال های ۵۸ تا ۶۲ مقیمی ضمن ازدواج و تولد اولین فرزندش توفیقات و تجربیات بسیاری در امر حمل و نقل پیدا می کند که منجر به تأسیس شرکت حمل و نقل بین المللی شد.

مقیمی درباره روزهای اول تاسیس شرکتش می گوید: «از یک اتاق شروع کردم، در دفتر کار همسرم اتاقی به من اختصاص داده شد که فعالیت خود را آغاز کنم، به‌زودی سیل رانندگان که در چند سال کارکرد صادقانه با من آشنا شده بودند به سوی شرکت روان شد. تلاش ۲۴ ساعته بزودی محل بزرگتری را برای شرکت طلب می کرد، بنابراین ۱۲ متری تبدیل به واحد ۱۲۰ متری و تعداد پرسنل نیز افزایش یافت. سفرهای بین شهری آغاز شد و نسبت به احداث نمایندگی در کلیه مرزهای ورودی و خروجی کشور و همچنین شهرهای بزرگ که بخصوص گمرک مرزی داشتند اقدام نمودم .»

مقیمی در پیشبرد اهداف خود ضمن تدریس در رشته مدیریت حمل و نقل در دانشگاه آزاد اسلامی از نظر فنی و حرفه‌ای نیز اطلاعات خود را بالا برده و حتی اقدام به گرفتن گواهینامه پایه یک کرد و در تیر ماه ۱۳۶۸ بعنوان اولین زن پس از انقلاب که موفق به اخذ گواهینامه پایه یکم رانندگی، معرفی شد.

وی در سال ۱۳۷۲مسئولیت رایزنی با کشور روسیه را به عهده گرفت وبه عنوان مسئول میز مشترک ایران و روسیه و سپس در خصوص کشور ایتالیا نیز به عنوان مسئول میز مشترک ایران و ایتالیا فعالیت نمود.

فاطمه مقیمی در سال ۱۳۷۷ برای اولین بار در انتخابات سندیکا که حال دیگر با نام انجمن سراسری شرکت‌های حمل و نقل بین المللی شناخته شده بود خود را کاندید هیئت مدیره نمود و با حمایت صنف توانست با آرای قابل توجهی جزء نه منتخب هیئت مدیره شود در این مرحله دوره سه سال آغاز شد و پی گیری‌های مثمر ثمری را برای صنف در جهت احقاق حقوق اجتماعی و اقتصادی این صنعت در سطح ایران و جهان کسب نمود .

در سال ۱۳۸۰در انتخابات مجدد هیئت مدیره مجددا به پیروزی در انتخابات دست یافت .

این زن نمونه که اکنون به عنوان یکی از ۳۰ میلیاردر ایرانی شناخته می شود در سال ۱۳۸۲ بعنوان شرکت نمونه در امر حمل و نقل بین المللی از طرف وزارت راه وترابری معرفی و در روز حمل ونقل ( ۲۶ آذر ماه ) لوح تقدیر دریافت کرد .

اولین ها اززبان آخرین ها/به مناسبت چاپ مجله “نگاه زن” در کابل

جمعه, ۳۱ اردیبهشت, ۱۳۸۹

مدرسه فمینیستی – اولین بار که جذب “اولین ها”ی یک موضوع خاص شدم ، با دیدن سالنامه زنان نوشین احمدی خراسانی در سال ۱۳۷۶ برایم اتفاق افتاد. آنجا که به معرفی زنانی که در موضوع ها و حوزه های مختلف آغازگر بودند،پرداخته بود، وبعدها نیز در مجموعه مقالات “جنس دوم” در بخش تاریخ شفاهی.

از آن زمان دیگرعادت پرسش درباره اولین ها دست از سرم برنداشت . بی تردید سالنامه مذکور، دغدغه ساز بود. پرسش ایجاد شده بود و میتوانست تا بی نهایت ادامه یابد. هربار با دیدن ویا شنیدن واژه ” اولین” در موضوع های مورد علاقه ام به ویژه در حوزه زنان در صدد شریک کردن بقیه با اولین ها برمی آمدم. همانطور که در سالنامه زنان دیده بودم.

این بار به محض شنیدن خبر انتشار اولین شماره مجله “نگاه زن” در کابل ،به قلم و نوشتن روی آوردم و این مشارکت را از حس و حال شفاهی به سوی سرزمین مکتوب اولین ها هدایت کردم تا که عمری اگر ماند،بعد از این سالی که گذشت و آتشی زیرخاکستر آرام آرام جان گرفت ، خوراک فرهنگی سالنامه های دیگر به تدریج مهیا شود.

میراث ثبت اولین ها ی زنان را که با سالنامه زنانه شروع شد ، ما آخری ها یی که جنبش زنان را در آثار گذشتگان سا لیان از یک سو ودر رد پای راهپیمایان خرداد پارسال تاکنون ازسوی دیگر جستجو می کنیم ،در کوله بارها ی مان جا داده ایم وآرام و استوار پیش میرویم تا که کی و کجاو کدام جوان تازه نفس کوله باراز دوش امان بگیرد وراه پی گیرد. امروزبخشی از این میراث به افغانستان رسیده وگروهی از زنان تازه نفس افغانی باراززمین برداشته اند.

حمیرا ثاقب مدیر مسول این مجله به مناسبت انتشار اولین شماره مجله گفته است که : با انتشار این مجله می خواهد توجه تمام انسانهای مدافع حقیقت را جلب کند و بگوید زن بعنوان یک انسان حق دارد تا هست بودن را در دنیای مردسالارانه تثبیت کند و باورهای جامعه را نسبت به خود تغییر دهد. از منظر او این خواست ممکن نخواهد بود مگر اینکه زنان و مردان با درایت خاص تغییر و تحول تاریخی را در جامعه سنتی افغانستان نسبت به زنان بوجود بیاورند…..

و من به شهلا شرکت فکر میکنم و آرزوهایی که لابد پس از چاپ اولین شماره مجله اش داشته ، به نوشین احمدی فکر میکنم و آرزوهایی که لابد پس از چاپ اولین سالنامه زنان اش داشته ، به شهلا لاهیجی فکر میکنم و آرزوهایی که لابد پس از چاپ اولین کتاب حوزه زنان اش داشته، به منصوره شجاعی فکر می کنم و آرزوهایی که لابد پس از راه اندازی اولین کتابخانه زنان اش داشته، به آن کنشگر کمپین یک میلیون امضا فکر میکنم و آرزوهایی که لابد پس از دریافت اولین امضا اززنان کوچه های دلتنگی داشته ، به اولین تلاش برای لغو حکم اعدام و حکم سنگسار ، به اولین نامه هایی که با آرزوی تغییر قوانین زن ستیز به مجلس ارسال می شد وبه آرزوهای فرستندگان نامه ها ..به خیلی چیزهای دیگر میخواهم فکر کنم اما جوانی و خامی است لابد که بیش از این دو دهه را نمی بیند .

خبر را مشتاقانه دنبال میکنم و میخوانم :این مجله بصورت ماهنامه در ۶۸ صفحه در راستای انعکاس دیدگاههای زنان افغانستان و جهان منتشر می شود مجله نگاه ،نگاهی برابری خواه بین زن و مرد دارد . به گفته خانم ثاقب این مجله سعی دارد نیروها و توانایی های بلقوۀ زن ها را در ابعاد مختلف به نمایش بگذارد . همچنین این مجله قصد دارد عقاید و برخوردهای غیر انسانی نسبت به زنان را از دریچه عقلانی به نقد کشد. مدیرمسئول مجله نگاه روح باور پذیری در زنان را مهم می داند و سعی دارد این روح باور پدیری را در زنان افغان بارور کند.

انتشار اولین شماره مجله نگاه زن بر خواهران هم زبان افغانی امان مبارک و میمون باد . خوشا به حال امان که امید به آینده ای برابر با خواندن خبری کوچک از کابل ، بازهم در دل تنگ امان نورافشانی میکند.

این مجله در آدرس اینترنتی زیر قابل دسترسی است:

afghanwomen.persiangig.com

در سایت ببینید : مدرسه فمینیستی