بایگانی “نگاه زن”

دو ایرانی برنده جایزه هلمن – همت شدند

جمعه, ۱۵ مرداد, ۱۳۸۹

پروین اردلان و آذین ایزدی فر به همراه چهل نویسنده و روزنامه نگار از کشورهای مختلف جهان، برنده جایزه بین المللی “هلمن – همت” در سال ۲۰۱۰ شدند.

این جایزه هر سال از طرف سازمان دیده بان حقوق بشر به نویسندگانی اهدا می شود که به دلیل انتقاد از مقامات حکومتی یا انتشار گزارش های مخالف نظرات حکومت، مجازات می شوند.

سازمان دیدبان حقوق بشر روز چهارشنبه ۱۳ مرداد ( ۴ اوت)، اعلام کرد که جایزه هلمن- همت به ۴۲ نویسنده از ۲۰ کشور جهان تعلق گرفته است، اما به منظور حفظ امنیت افراد، تنها نام ۳۰ نفر از برندگان را منتشر و از معرفی بقیه خودداری می کند.

پروین اردلان، یکی از برندگان ایرانی این جایزه، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان است که در ایران از جمله به دلیل فعالیت در “کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز” بازداشت شده بود.

او پیش از این درسال ۲۰۰۷ برنده جایزه اولاف پالمه از کشور سوئد شد، اما دولت ایران اجازه خروج از کشور را برای دریافت این جایزه به او نداد.

خانم اردلان پس از اتفاقات انتخاباتی سال گذشته، ایران را ترک کرد و به عنوان شهروند میهمان، در سوئد اقامت گزید.

به نوشته وب‌سایت دیدبان حقوق بشر، خانم آذین ایزدی‌فر، دیگر برنده ایرانی جایز هلمن- همت نیز برای اولین بار در ۱۶ سالگی پس از دستگیری توسط نیروهای پلیس به سه سال حبس محکوم شد. او بعدا هم به علت فعالیت های سیاسی از ادامه تحصیل در رشته داندانپزشکی محروم شد.

خانم ایزدی فر پس از آن که در سال ۲۰۰۶ نیروهای امنیتی به خانه اش حمله کردند، به وین اتریش رفت و در سازمان عفو بین الملل مشغول به کار شد. او هم اکنون در کالیفرنیا زندگی می کند.

جایزه هلمن – همت به افتخار لیلیان هلمن، نمایشنامه نویس آمریکایی و دشیل همت، نویسنده و فیلمنامه نویس آمریکایی نامگذاری شده است.

اهدای این جایزه از سال ۱۹۹۰ آغاز شده و طی این پانزده سال به بیش از چهارصد نویسنده از هشتاد و هشت کشور مختلف جهان اهدا شده است.

روشنک داریوش، مهرانگیز کار، تقی رحمانی، اسماعیل خوئی، هوشنگ گلشیری، آسیه امینی، یوسف عزیزی بنی طرف، محمدصدیق کبودوند و آرش سیگارچی از جمله ایرانیانی هستند که پیشتر برنده جایزه هلمن – همت شده اند.

برندگان این جایزه را هیئتی از نویسندگان، ویراستاران و روزنامه نگارانی که سابقه فعالیت در زمینه آزادی بیان داشته اند انتخاب می کنند.

http://www.bbc.co.uk

زهرا رهنورد: رهبری جنبش سبز با متن قانون اساسی است

دوشنبه, ۲۱ تیر, ۱۳۸۹

چکیده : ما حول قانون اساسی جمع می شویم و می گوییم همه در کنار هم و در کنار مردم هستیم. این بدان معناست که همه جریان های جنبش سبز، خود را در فشار اجبار از بالا نبینند.

در حالیکه بحث لزوم انتقاد یا عدم انتقاد از جنبش سبز و میرحسین موسوی، بالا گرفته است زهرا رهنورد می گوید: “کسی که از او انتقاد نشود می پوسد و مثل مرداب خواهد بود و ما از همه انتقاداتی که از سر دوستی و علاقه به جنبش مطرح می شود استقبال می کنیم.”

به گفته زهرا رهنورد، در این جنبش همه مخالفان وضع موجود نقش و حضور دارند. وی می گوید:” همه کسانی که به تغییر و تحول به سوی آزادی، دموکراسی، انتخابات آزاد، عدم دخالت نظام و حکومت در زندگی شخصی مردم اعتقاد دارند، سبز هستند.”

مصاحبه “روز” با زهرا رهنورد، نویسنده، هنرمند و استاد دانشگاه را در ذیل بخوانید.

پیشتر آقای موسوی در مصاحبه با سایت کلمه اعلام کرده بودند هیچ سخنگویی در خارج از کشور ندارند؛ مدتی از آن مصاحبه گذشته و این بار من میخواهم از شما بپرسم که آیا آقای موسوی نماینده یا سخنگویی در خارج از کشور دارند یا نه؟

آقای موسوی بارها این نکته را اعلام کرده و قطعا هیچ نماینده و سخنگویی در خارج از کشور ندارد.

اخیرا برخی چهره ها و سایت های سیاسی، به خط کشی میان سبزها پرداخته اند؛ خط کشی هایی که اعتراضات زیادی هم به دنبال داشته است. آیا این خط کشی ها به نمایندگی از سوی آقای موسوی یا جنبش سبز اعلام می شود و نظرات آقای موسوی است؟

هرفردی، براساس آنچه که در بیانیه های آقای موسوی ذکر شده، یک رسانه است، اما “هر فردی یک رسانه است” به این معنا نیست که نماینده آقای موسوی یا جنبش سبز باشد. نظرات آقای موسوی در بیانیه های ایشان به صراحت اعلام شده است.

به طور مشخص می پرسم: آقای مهاجرانی در سخنانی به این نوع خط کشی پرداخت که جنجالها و اعتراضات بسیاری هم به دنبال داشت؛ سپس سایت جرس، مطلبی منتشر کرد که براساس آن، دایره جنبش سبز را بسیارمحدودترکرد به طوریکه مدعی شد “هر کس که مخالفت کرد، لزوما در چارچوب جنبش سبز نمی گنجد و هر کس که برای بیان شعار و عقیده خود به خیابان آمد و هزینه داد، در زمره جنبش سبز نیست” و…. نظر شما چیست؟ آیا با این خط کشی ها موافق اید؟

ما تعابیر خود را به کار می بریم، آنها هم تعابیر خودشان را می گویند و طرح نظرات مختلف، چالش مفید و سازنده ای را ایجاد می کند. یعنی هر کسی نظر خودش را می گوید و طرح آن هم اشکالی ندارد. ما به جامعه تک صدایی عادت کرده ایم اما باید بدانیم که یک دست بی صدا است و همه باید نظرات خود را بگویند؛ همین تکثر و چند صدایی از خصوصیات جنبش سبز است و لزوما ما با همه نظرات موافق نیستیم.

خانم رهنورد از دیدشما سبزها چه کسانی هستند و جنبش سبز شامل چه طیف هایی است؟

جنبش سبز یک جنبش تکثر گرا است و همه کسانی که به تغییر و تحول به سوی آزادی، دموکراسی، انتخابات آزاد، عدم دخالت نظام و حکومت در زندگی شخصی مردم اعتقاد دارند، سبز هستند. این بدان معنا نیست که سبزها دارای یک ایدئولوژی و تفکر و عقیده باشند بلکه من به عنوان کسی که تئوری پردازی جزو کارهای اصلی ام است، معتقدم تمام کسانی که در جنبش سبز هستند روی وجه توافق هایشان است و این توافق ها فرصتی است که همه ما را با همه اختلافات سلیقه ای و عقیده ای که داریم، دور هم جمع کرده و تفاوت هایمان هم سر جای خودش است. به طور مثال در همین جنبش سبز، ممکن است یک کسی خیلی مذهبی باشد و کس دیگری نباشد و کسان دیگری در درجات متفاوت از علایق و عقاید مذهبی باشند؛ تفاوت هایمان سر جای خودش است اما سر چیزهایی که توافق داریم با هم هستیم. میخواهم بگویم ما در جنبش سبز با وجود همه تفاوت هایمان، روی توافق هایی که بر جریان تحول داریم در کنار هم هستیم.

این توافق هایی که می گویید مشخصا بر چه مبنایی است؟

این توافق ها بر مبنای تغییر و تحول است. اما یکی از این توافق ها، قانون اساسی است که ما معتقدیم باید تمام اصول مغفول مانده آن اجرا شود.

اما بخشی از سبزها به همین قانون اساسی نیز اعتراض دارند. آیا می توانیم بگوییم آنها سبز نیستند؟

ما حول محور قانون اساسی دور هم جمع شده ایم و نکته توافق ما همین است، اما این بدان معنا نیست که قانون اساسی وحی منزل است و نمی توان تغییری داد. هیچ یک از قانون اساسی ها در هیچ جای جهان وحی منزل نیستند و هر ده یا دوازده سال یکبار مورد بازنگری قرار می گیرند. متاسفانه قانون اساسی تبدیل به اجسادی می شوند که حکومت ها روی آنها هم پا می گذارند. در حقیقت ما می گوییم الان توافق همه ما اجرای بدون تنازل و صحیح همه اصل های قانون اساسی است اما وقتی به موفقیت و پیروزی دست یافتیم می توان روی آن بحث کرد و مورد بررسی و بازنگری قرار داد. باز تاکید میکنم قانون اساسی وحی منزل نیست بلکه ما را از کورمال کورمال راه رفتن و آنارشیسم محفوظ میدارد. اجرای بدون شرط تمام اصول قانون اساسی، اصول و جنبه های مغفول مانده آن به سمت دموکراسی، آزادی، حق بیان، رفع تبعیض و روش های قیم مآبانه درباره زنان، آزادی مطبوعات، انتخابات آزاد و بدون تقلب و غیر فرمایشی و آزادی تجمعات، پروسه آزادیخواهی مدنی ما است.

اظهارنظر برخی ها درباره جنبش، تقسیم بندی خودی و غیر خودی را در ذهن تداعی میکند.اما در صحبت هایی که با شما داشته ام بارها گفته اید در جنبش سبز خودی و غیر خودی نداریم. اما سئوال من این است که آیا شما در این جنبش خط قرمزی هم دارید؟ چه کسانی از نظر شما نمی توانند جزو جنبش سبز محسوب شوند؟

منافقین (سازمان مجاهدین خلق) عملا نمی توانند و جزو جنبش سبز نیستند. این گروه مرده سیاسی که حکومت در صدد زنده کردن آنها برآمد، اکنون ادعاهای خنده داری مطرح میکند.اما جنبش سبز، با این گروه مرده، حد و دیواری دارد و همه مااز جمله خود من، آقای موسوی، آقای خاتمی و آقای کروبی و هویت های درون جنبش سبز، منافقین را جزو جنبش سبز نمی دانیم. متاسفانه حاکمیت یا با مقصود یا به اشتباه این گروه مرده را زنده کرد که من فکر میکنم با مقصود بوده و خواسته به خیال خود رقیبی برای جنبش سبز ایجاد کند که همین نیز خیلی خنده دار است. چون جنبش سبز، جنبشی مردمی، زنده و پویاست و این حد دیوار قرمز را با آنها دارد. اما باقی، با هر روح و فکری که هستند بر سر توافق هایی که ذکر کردم در صورت تمایل، جزو جنبش سبز هستند و انشاالله پیروزی هم با جنبش سبز است.

خانم رهنورد این روزها بحث انتقاد یا عدم انتقاد از جنبش سبز و بخصوص آقای موسوی بسیار مطرح می شود. برخی معتقدند نقد در شرایط فعلی منجر به تضعیف جنبش می شود و برخی دیگر می گویند مخالفان جنبش از این قضیه سواستفاده میکنند. نظر شما در این زمینه چیست؟

اصولا انتقاد خوب و سازنده است و ما استقبال می کنیم. خود من معتقدم کسی که از او انتقاد نشود می پوسد و مثل مرداب خواهد بود؛پس ما از همه انتقاداتی که از سر دوستی و علاقه به جنبش مطرح می شود استقبال می کنیم؛ اگر هم از روی دشمنی، نقدی شکل گیرد که در مرور زمان ثابت خواهد شد. در عین حال باید بگویم آقای موسوی را تنها در نظر نگیرید، جمعی هستند متشکل از آقای خاتمی و آقای کروبی و آقای موسوی و افراد صاحب نظری که من هم در کنار آنها هستم. هیچ کدام هم ادعای رهبری ندارند و از نقد استقبال می کنیم و معتقدیم باعث شکوفایی جنبش و سازندگی می شود اما اینکه حاکمیت توتالیتر فعلی ممکن است از این نقدها خیلی خوشحال شود و فکر کند جنبش تضعیف می شود، اهمیتی ندارد. من معتقدم که نقد باعث پیشرفت و رشد جنبش می شود. خود من به عنوان یک هنرمند همیشه از دوستانم میخواهم کارهای مرا نقد کنند و معتقدم این نقد ها است که باعث پیشرفت می شود.

گفتید آقایان موسوی، کروبی و خاتمی، ادعای رهبری جنبش را ندارند. اما ما بارها در شعارهای مردمی شنیده و دیده ایم که حداقل آقای موسوی و آقای کروبی را به عنوان رهبر جنبش مورد خطاب قرار میدهند.

اما خود آقای موسوی و آقای کروبی همیشه می گویند در کنار جنبش و در کنار مردم هستند.

دراین صورت لطفا بگویید رهبری جنبش سبز با چه کسی است؟

مهم ترین رهبر همه ما در شرایط فعلی قانون اساسی است اگر مورد توافق همه قرار بگیرد می توانیم با اتکا به آن جلو برویم و بگوییم که تصویری که همه دور آن جمع بشویم را داریم.

همین بحث رهبری جنبش یکی از بحث هایی است که به شدت نسبت بدان انتقاد وجود دارد؛عده ای آقای موسوی را رهبر جنبش میداننددر حالیکه آقای موسوی خود را نه رهبر که در کنار مردم میداند. عده ای هم می گویند جنبش رهبر ندارد و این نشانگر ضعف آن است و…..

ما حول قانون اساسی جمع می شویم و می گوییم همه در کنار هم و در کنار مردم هستیم. این بدان معناست که همه جریان های جنبش سبز، خود را در فشار اجبار از بالا نبینند. سیستم مدیریت های جدید هم، مدیریت های فرآیندی است و در یک مسیری تعریف می شود و مدیریت هرمی نیست. البته ما به مدیریت هرمی عادت کرده ایم در حالیکه مدیریت فرآیندی و نگرش زمان بند بسیار کارساز است. من و آقای موسوی بارها گفته ایم که در کنار جنبش هستیم و ادعای رهبری و پیشوایی را درست نمی دانیم چون این ادعا یعنی اینکه همه مثل من و ما بیندیشید.

به عنوان آخرین سئوال میخواهم سوالی متفاوت بپرسم. اخیرا بحث سنگسار یک زن در تبریز مطرح بود و اکنون ۳ مرد و یازده زن در خطر سنگسار قرار دارند. شما پیشتر درباره اعدام تا حدودی نظر خود را اعلام کرده اید؛ میخواهم در این زمینه نیز نظر شما را بدانم که اخیرا آقای محمد جواد لاریجانی از آن به عنوان حکمی شرعی یاد کرده است.

من روی حقوق زنان و رفع تبعیض و حذف روش قیم مآبانه ای که درباره زنان است مصر هستم. هیچ کجای قرآن مجید، بحث سنگسار را ندیده ام و معتقدم که این بحث در قرآن مجید وجود ندارد و در مطالعات خودم در قرآن جز رافت و شفقت نسبت به انسان ها ندیده ام. من به شدت برتبعیض و قوانین قیم مآبانه ای که در مورد زنان وجود دارد انتقاد دارم و روح این قوانین را اسلامی نمیدانم و معتقدم باید اصلاح شوند و هرگز هم در این مسیر کوتاه نمی آیم و شخصا خود را برای چوبه دار آماده کرده ام.

http://www.kaleme.com

خبرگزاری بین المللی زنان ایران: پس از یک سال طی مراحل قانونی با تغییر جنسیت و ازدواج دو دختر ایرانی موافقت شد .

دوشنبه, ۲۱ تیر, ۱۳۸۹

خبرگزاری بین المللی زنان ایران: پس از یک سال طی مراحل قانونی با تغییر جنسیت و ازدواج دو دختر ایرانی موافقت شد .

به گزارش خبرگزاری زنان ایران، یک منبع مطلع در بهزیستی با اعلام این خبر گفت: مراجع و نهادهای مسئول پس از بررسی پرونده و نظر پزشکان متخصص با ازدواج و تغییر جنسیت کامل نگار برای ازدواج با همکلاسی اش شقایق موافقت کردند.

ماجرا از آنجا آغاز شد که دختری بنام که شقایق تابستان سال گذشته تصمیم گرفت با دوست قدیمی اش به نام نگار که حدود دو سال پیش تغییر جنسیت داده و نامش را به اردشیر تغییر داده است ازدواج کند اما این پیشنهاد بشدت با مخالفت خانواده شقایق مواجه شد و کدورت هایی را میان خانواده بوجود آورد.

نگار و شقایق از دوره راهنمایی تا دانشگاه با هم همکلاس و هم رشته بودند. مهمترین علت مخالفت خانواده ترس از آبرو ریزی و عواقب این ازدواج عنوان شد و اینکه نگار در دوران تحصیل به خانه آنها رفت و آمد زیاد داشت و از این جهت اطرافیان فامیل او را بعنوان یک دختر می شناسند.

این اتفاق نادر با شکایت شقایق از والدین ابعاد جدید بخود گرفت و شقایق برای کسب اجازه ازدواج با همسر دلخواهش به مراجع قانونی مراجعه کرد. پس از ماه ها بررسی و کنکاش پیرامون این موضوع پدر شقایق با ازدواج مشروط موافقت کرد. پدر شقایق با اعلام اینکه از آینده فرزندش بیم دارد موافقت با ازدواج را به نبود منع پزشکی موکول کرد.

انتشار این خبر در همان زمان بازتاب های را به همراه داشت و باعث گردید نهادهای مسئول با حساسیت بالا و سختگیرانه با توجه به تبعات اجتماعی موضوع در افکار عمومی با آن برخورد کنند.

با ارجاع موضوع به پزشکان متخصص انها به طور دقیق شقایق و نگار را مورد معاینه قرار دادند. بر اساس نظریه پزشکی به لحاظ پزشکی هیچ منعی برای ازدواج این دو جوان با یکدیگر وجود ندارد. بر همین اساس اجازه ازدواج شقایق با اردشیر صادر شد. البته در طی این مدت اردشیر با چندین عمل مشکلات مربوط به تغییر جنسیت را رفع کرد. در حال حاضر رای نهایی هم به تایید رسیده و بزودی شقایق و اردشیر با هم ازدواج می کنند.