بایگانی “تبعیض علیه زنان”

«زنستان» گیلمن، «سیطره جنس» و «فصل مشترک تبعیض ها»: معرفی سه اثر تازه در حوزه مسایل زنان

دوشنبه, ۳ خرداد, ۱۳۸۹

کتابخانه مدرسه فمینیستی: آثار چاپ شده مربوط به مسائل زنان و یا به قلم زنان، متعدد است. زنان مثل همیشه در زمینه ترجمه و تالیف آثار مربوط به خودشان فعال و پر انرژی اند. من هم سعی می کنم از این ببعد آثار و کتابهای مربوط به زنان را در وب سایت مدرسه برای شما معرفی کنم. امروز سه عنوان تازه که از عرضه آنها به بازار کتاب مدت کمی گذشته را معرفی می کنم:

۱٫ رُمان « زنستان »

- نویسنده: شارلوت پرکینز گیلمن
- مترجم: نوشین احمدی خراسانی
- ناشر : نشر توسعه، ۱۳۸۸، ۳۰۰ صفحه، ۳۰۰۰ تومان

آرزوی زندگی ایده آل در جهانی عادلانه و بدون رنج و بدبختی، از قرن شانزده میلادی و پس از انتشار کتاب «آرمانشهر» سر توماس مور (۱۵۱۶) وارد ادبیات سیاسی و اجتماعی شد و در نیمه دوم قرن نوزدهم به انسجام و پختگی بیشتر دست یافت لذا در قرن بیستم در اغلب مکتوبات و آثار سیاسی و ژانرهای ادبی بازتاب در خوری پیدا کرد. در کنار این نگرش عام روشنفکرانه ، خواسته ی رفع تبعیض و تحقق دنیایی زیبا و فارغ از ستم جنسی که از مهر و دوستی و تعاون هم سرشار باشد همیشه منبع الهام سیاسی برای فمینیست ها نیز بوده است. لذا آرزوی تحقق چنین دنیای زیبایی به روشنی در رُمان «زنستان» شارلوت پرکینز گیلمن (۱۹۱۵) تبلور خود را یافته است. این اثر تاریخی که با دقت و حوصله ای شگرف به ترسیم جزییات این سرزمین ایده آل و بهتر (utopian) پرداخته است حتما بازتاب تفکر آرمانشهری قرن نوزدهم است که اکثریت برابری طلبان، مبلغ آن بودند. اما آرمانشهر مورد نظر فمینیست ها با آرمانشهرهای مساوات طلبان، کمی تفاوت دارد زیرا تخیل زنانه ی فمینیست های اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، سرزمین ایده آل خود را سرزمینی «مادر تبار» تصور می کردند.

هم از این رو، مادرتباری در فمینیسم آن دوره ـ که شارلوت پرکینز گیلمن یکی از معروف ترین شارحان آن است ـ خاصه در آثار ادبی خودگیلمن، به ویژه در رُمان «زنستان»، سرزمینی را برای مخاطب ترسیم می کند که ساکنانش فقط زنان هستند و از حضور مردان هیچ اثری نیست. جالب است که در این سرزمین، بی حضور مردان، زنان نه تنها همه امور مملکت خود را به خوبی اداره می کنند بل حتی باردار هم می شوند و نسل آنان بدون هیچ مشکلی طی قرنها تداوم می یابد.

اما ورود سه مرد جوان و جستجوگر آمریکایی به این سرزمین، و حوادث غیره منتظره ای که برای آنان اتفاق می افتد سرانجام باعث می شود که یکی از این سه نفر پس از بازگشت از این سفر خطرناک، حقایق شگفت آور سرزمین زنان (زنستان) را برملا کند.

۲٫ «سیطره جنس»

- نویسندگان: محبوبه پاک نیا، مرتضی مردیها
- ناشر: نشر نی، ۱۳۸۸، ۲۰۸ صفحه، ۳۶۰۰ تومان

اندیشه فمینیستی معاصر، فاقد یک متن پایه و مقدس است. فمینیسم مجموعه ای گوناگون و متکثر از آراء فلسفی، سیاسی، زیباشناختی، و روش های تغییر و اصلاح سبک زندگی است. نگرش و اندیشه فمینیستی تحت تاثیر تحولات فکری و تاریخی بشر، خود را تجهیز و به مرور کامل می کند. این مکتب ـ اگر بشود عنوان «مکتب» را به آن اتلاق کرد ـ هر چند که مانند دیگر مکاتب و مذاهب موجود بر محور یک «کتاب اصلی و مشخص» شکل نگرفته اما بر معیارها و اصولی عام در نگاه به تحول سبک زندگی، میان متفکران وهوادار انش توافقی کلی وجود دارد. این توافق ها البته بر پایه های متکثری از نظریه های فلسفی و عمل گرایانه، و هویت های دینامیک، نضج گرفته و در مسیر رشد و گسترش خود، از دیگر مکاتب و مذاهب همچون: اگزیستانسیالیسم، سوسیالیسم، لیبرالیسم، ‌رمانتیسم، الهیات رهایی بخش، و… بهره گرفته است.

کتاب «سیطره جنس» نوشته محبوبه پاک نیا و مرتضی مردیها نیز به این تنوع و تکثر در نظریه و عمل فمینیستی، اعتراف دارد و آن را موضوع عجیب و غریب و یا ضعف و گسست برای نظریه فمینیسم معاصر نمی داند: «نکته قابل توجه در اینجا این است که آنچه از تنوع یا آشفتگی که به فمینیسم نسبت داده می شود، به هیچ وجه اختصاصی به این مکتب خاص ندارد. شاید برجسته کردن دامنه اختلافات فکری و مواضع عملی فمینیست ها هم جلوه دیگری از نگاه انکارآمیز و بی باور نسبت به زنان باشد. چون علی رغم تاکیدی که بر تعدد و تعارض ایده های مکتب فمینیسم می شود، به دشواری می توان ادعا کرد که در مورد سایر مکاتب سیاسی ـ اجتماعی چنین چیزی وجود ندارد. بسیاری از کتابها که در مورد هر یک از این مکاتب، همچون سوسیالیسم، لیبرالیسم، و… نوشته می شوند پس از شرح اختلاف نظرها، مواضع متعارض، جداشدن ها و حتی تکفیرهای متقابل، به این نکته اشاره می کنند که نمی توان از یک لیبرالیسم یا یک سوسیالیسم که اصول مشخص و مشترکی دارد سخن گفت، بلکه لیبرالیسم ها و سوسیالیسم ها وجود دارد…» (نقل از مقدمه کتاب)

در جای دیگری از کتاب، محبوبه پاک نیا و مرتضی مردیها مجدداَ تاکید می کنند که «نظریه سیاسی فمنیسم معاصر به شدت متنوع است،؛ هم در مقدمات هم در نتایج. البته این موضوع تا حدودی درباره دیگر مکاتب و تئوری‌ها نیز صدق می‌کند و علت آن است که آن چه در جهان وجود واقعی و ملموس دارد، متفکرانند، نه مکاتب.» (همان)

نویسندگان «سیطره جنس» در پروسه کندوکاو و شناخت مکاتب فلسفی که پشتوانه فمینیسم بوده اند مکاتبی که طی دو قرن اخیر، اندیشه فمینیستی از آنان سیراب شده است (مثل لیبرالیسم، رمانتیسم، اگزیستانسیالیسم، و…) سعی در توضیح ماندگاری و استحکام گرایش‌های مختلف فمینیستی متناسب با استحکام این مکاتب دارند. در فصل پایانی کتاب، نویسندگان سعی کرده اند تا فمنیسم رادیکال را با نگاهی به مکتب انتقادی، بر رسی کنند. و سرآخر نیز تاثیر و کارکرد نظریه انتقادی در فمینیسم، مسئله عشق و خانواده و خودبسندگی زنانه را مورد ارزیابی مستقل خود قرار می دهند.

۳٫ «فصل مشترک تبعیض ها»، بررسی کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان

- نویسنده: سمیه رواسیان کاشی.
- ناشر: نشر شیرازه، ۱۳۸۸، ۲۳۶ صفحه، ۳۸۰۰ تومان

مقدمه «فصل مشترک تبعیض ها» با این جملات آغاز می شود: «حقوق بشر مستقیما به این امر که ما چگونه آینده را شکل می دهیم مربوط می شود. حقوق زنان حقوق بشر است و زنان نیمی از جمعیت جهانی را تشکیل می دهند که در آن عدالت اجتماعی و حقوق بشر در جوامع دموکراتیک مبتنی بر ارزش های ذاتی کرامت و برابری تمام افراد بشر می باشد». سمیه رواسیان کاشی سپس در ادامه می نویسد: «احترام به حقوق زنان به عنوان حقوق بشر نیازمند این تصدیق ساده است که زنان و دختران نه تنها به خاطر این که باید با مردان و پسران برابر باشند، شایسته بهره مندی از حقوق بشر می باشند بلکه به خاطر این که آنها بشر هستند شایسته بهره مندی از این حقوق هستند.» (از مقدمه کتاب)

«فصل مشترک تبعیض ها» همانطور که از نام اش پیدا است به مسئله تبعیض و انواع آن اختصاص دارد. این کتاب، رویکردی اسنادی به مسئله تبعیض دارد که البته مهم ترین اسناد و میثاق های بین المللی همچون: کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض از زنان، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی، میثاق جامعه ملل (۱۹۱۹)، سازمان بین المللی کار (۱۹۱۹)، منشور سازمان ملل متحد (۱۹۱۹)، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶)؛ در این مجموعه، بررسی شده است.

در یادداشت دبیر مجموعه نیز می خوانیم که: در ۱۰ دسامبر سال ۲۰۰۹ به مناسبت روز جهانی حقوق بشر، سازمان ملل متحد با شعار «تنوع را تحمل کنید، به تبعیض پایان دهید» بار دیگر دو هدف را مورد توجه قرار داد: نخست اینکه علی رغم تمام تلاش های صورت گرفته هنوز اشکال گوناگون تبعیض وجود دارد و دوم این که با رعایت تنوع فرهنگ ها آنچه که حتمی و مسلم است پایان دادن به اشکال مختلف و گوناگون تبعیض هست. نشر و پژوهش شیرازه در راستای برداشتن گامی برای تحقق اهداف خود که یکی از آنها چاپ و نشر کتابهایی در حوزه مطالعات زنان ایت هم زمانی چاپ کتاب «فصل مشترک تبعیض ها» را با این شعار سازمان ملل متحد دلیل بر اهمیت شناخت تبعیض و رفع آن نسبت به زنان می داند چرا که تبیض نسبت به زنان یکی از گسترده ترین مصادیق تبعیض است که می تواند با آموزش مصادیق آن مورد توجه قرار گرفته و نسبت به رفع آن اقدام شود.

جریمه‌ی ۳ / ۳ میلیون دلاری کنسرن “نوارتیس” به دلیل تبعیض علیه زنان

جمعه, ۳۱ اردیبهشت, ۱۳۸۹

شهرزادنیوز- کنسرن داروسازی سوئیسی “نوارتیس” از سوی دادگاهی در نیویورک به دلیل تبعیض علیه کارکنان زن، مجرم شناخته شد. دادگاه که بر اساس شکایت دوازده زن کارمند این کنسرن تشکیل شده بود، کنسرن را محکوم به پرداخت ۳ /۳ میلیون دلار جریمه کرد. طبق نظر دادگاه، به کارمندان زن این شرکت برای کار مساوی با مردان حقوق برابر پرداخت نشده و حقوق زنان باردار نیز نادیده گرفته شده است. در این شرکت ۵۶۰۰ نفر مشغول به کار هستند. شاکیان پرونده درخواست پرداخت ۲۰۰ میلیون دلار به همراه حقوق و مزایای پرداخت نشده را داشتند.

به گزارش رویترز، کنسرن موظف به پرداخت ۵۴۰ هزار دلار به هر زن شاکی به عنوان جبران خسارت شده است.

شیرین علم هولی تلاقی گاه ستم جنسی، ملی و طبقاتی

جمعه, ۳۱ اردیبهشت, ۱۳۸۹

شیرین منبع عشق و لطافت، ایمان و استواری
شیرین به پاکی وزیبایی شقایقهای دشتها
شیرین به گرمی خورشید زندگی بخش
شیرین به استواری کوههای اورامان
وبه روانی ارس جاری شد تا رویای زیبای دنیایی بدون تبعیضات جنسی، ملی و طبقاتی راهرچه بیشتر زندگانی بخشد.

رژیم جنایتکار و ضدانسانی جمهوری اسلامی در سحرگاه ۱۹ اردیبهشت شیرین علم هولی، فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، مهدی اسلامیان و علی حیدریان را اعدام کرد. پنج شقایق دیگر در کشور ما پرپر شدند. آنها هریک پس از تحمل چند سال شکنجه های قرون وسطایی، ایستادگی و مقاومت در برابرآنها، با شجاعتی قابل ستایش، سرود خوانان به پای چوبه های داررفتند و بار دیگر لرزه بر زانوان پاسداران این رژیم ضد بشری افکندند. رفتند تا دراین فحط سال عدل و داد تدریس “الف” و”بای” امید و برابری را با جانمایه خود به کمال رسانند. ندای آنان را باد در کوه و دشت می گستراند و رود به دریا میرساند. آنگاه است که طوفانی بپا میشود وپایه های این رژیم جنایتکاررا از بیخ و بن برمی کند تا رویای آزادی وبرابری بتواند واقعیت یابد.

دستاوردهای جمهوری اسلامی طی بیش از سه دهه در ایران جز کشتار و سرکوب آزادی و خواستهای برحق زنان، معلمان، پرستاران، دانشجویان، کارگران و زحمتکشان، ملیتهای مختلف کشورما و رشد گسترده فرهنگ مردسالاری نبوده است. سایه شوم بیکاری و فقر با تمام عوارض اجتماعی، فرهنگی واقتصادی آن برسراکثریت عمده مردم ایران گسترده است.
و اما درمقابل آن، جنبشهای مختلف حق طلبانه، آزادیخواهی و برابری طلبانه زنان، دانشجویان، کارگران و زحمتکشان، معلمان، پرستاران و… و ملیتهای مختلف کشور پیوسته فعال بوده و آرامش را از رژیم حاکم ربوده اند ولی دیکتاتوری ج.ا. همچنان برقرارمانده ،گلهای هستی زنان، مردان، جوانان و کودکان ما را پرپرمیکند، بطور وحشتناکی آپارتاید جنسی را گسترش داده و قوانین کشوری را نیزبرای تثبیت آن بخدمت میگیرد.

شیرین دختری از یک خانواده پراولاد روستایی در منطقه ای در برگیرنده دو ملیت ستمدیده ترک و کرد بود. او که بخاطرعدم امکانات تحصیلی در منطقه، مانند دیگر دختران روستا از تحصیل محروم ماند، به مادرش در نگهداری از برادران و خواهران خود (در مجموع ۱٣ نفر) یاری میکرد تا اینکه الزام به یک ازدواج اجباری که امری عادی در فرهنگ پدرسالار حاکم میباشد او را بر سریک تصمیم گیری قرارمیدهد. انتخابی که زنان بسیاری درمنطقه در اینمقطع برمیگزینند، خودسوزی است. انتخاب دیگر فرار به شهر تهران وامکان افتادن به چاهی دیگر. اما هیچیک از ایندو گزینه شیرین نبود. شیرین راه مبارزه برای تغییراین شرایط را برگزید تا سرانجام توسط سپاه پاسداران دستگیر شد. مطابق آیین وروش آنان در دشمنی با مبارزان، خصوصا زن و آنهم از اقلیت ملی، ددمنشانه شکنجه شد. تحمل و مقاومت طولانی شیرین در برابرآن وحشیگریها به همراه عشق به زندگی، مهربانی و صفای روحش و امید به دنیایی فارغ از تبعیضات موجود همه هم بندیهای او را شیفته خود کرده بود، حتی آنان که زمانی کوتاه در کنار او در زندان بسر برده بودند. شیرین را سرانجام به همراه چهار مبارز دیگر، بدون اطلاع قبلی خود و خانوده اش و در ناباوری کامل همه دوستان زندانیش، به دار آویختند و حتی بدن های بیجان آنها را به خانواده هایشان بازنگردانده اند.

شیرین جاری شد تا شیرینی ذرات وجودش انرژی بخش مبارزات آزادیخواهی و برابری طلبانه زنان محروم و ستمدیده، ازهرملیتی، گردد. و این چنین شد که فریادهای اعتراض از هر گوشه ای بپا خواست و ندای همدردی بسیاری را بسوی مادران و خانواده های این عزیزان اعدام شده روان کرد.

مردم کردستان نیز اعتراض خود را به اعدام وحشیانه این پنج جوان بصورت سازماندهی یک اعتصاب عمومی گسترده در روز ۲٣ اردیبهشت بیان کرد. تجربه ای موفق که میتواند زمینه ارتباط جنبش های ملی و دیگر جنبش های اجتماعی را هموارترسازد. زیرا که شرط اساسی موفقیت هرجنبش ملی در استفاده کردن ازهمه نیروهای محرکه ممکن درجنبش میباشد. جنبش ملی بدون توجه به مسائل زنان نمیتواند به یک جنبش قدرتمند تبدیل شود زیرا که ستم جنسی و ملی در هم تنیده اند.

زندگی شیرین نیز نمونه ای عینی و آموزنده برای جنبش زنان میباشد. زنی از اقشار زحمتکش و محروم از امکانات تحصیل که با اشتیاق و تلاش فردی خواندن و نوشتن را از برادرش می آموزد، آگاهی خود را افزایش میدهد تا بتواند برای تغییر وضع موجود قدمی بردارد و زمانیکه توسط سپاه دستگیر میشود شدیدترین شکنجه هارا تحمل کرده و چوبه دار را هم پذیرا میشود ولی   هرگز حاضربه زیر پا گذاشتن هدف مبارزه و انکار هویت خود نمیگردد. این است حاصل آگاهی یافتن زنان زحمتکش: نیرویی مبارز، معتقد، پیگیرو مقاوم.
در کشور ما که بیش از دو سوم جمعیت آن در فقر بسر میبرند و بخش عمده این جمعیت فقیر را زنان تشکیل میدهند، جنبش زنان نمیتواند تبدیل به یک جنبش توده ای و سراسری گردد اگر فقط خواستهای زنان روشنفکر را مطرح نماید. ارتباط با توده زنان زحمتکش و زنان ملیتهای مختلف و طرح مطالبات اساسی آنان، تنها راهیست که میتواند جنبش سراسری و توده ای زنان ایران را شکل دهد. راهی که موتور حرکت این جنبش را آنچنان نیرویی میبخشد که میتوان قدمهای اساسی در از بین بردن تبعیضات جنسی موجود برداشت. چنین جنبش توده ای و سراسری زنان میتواند نقش بسیار مهمی در ایجاد ارتباط و همکاری با دیگر جنبشها از جمله جنبش طبقاتی و ملی داشته باشد. زیرا که هیچ مبارزه طبقاتی نیز بدون حمایت ازخواسته های بحق جنبشهای ملی و زنان زحمتکش امکان پیروزی ندارد. تنها با اتحاد وهمکاری این حنبشها با یکدیگراست که میتوان دارای آنچنان نیروی توده ای گسترده ای شد که بنیان این رژیم اعدام و ویرانگررا نابود کرد و برای برقراری آزادی و سازندگی دنیایی بدون هرگونه تبعیض حرکت نمود.

هیچ کجا، هیچ زمان فریاد زندگی بیجواب نمانده است. سرود زندگی این پنج عزیزاعدام شده که عاشق زندگی بودند را باد در کوه و دشت می گستراند و رود به دریا میرساند و طوفانی بپا میشود که …

به امید پیروزی
فیروزه راد

http://www.iran-chabar.de