بایگانی “اعتراض”

هرانا؛ بلاتکلیفی و ممنوع الملاقات بودن رزیتا واثقی

جمعه, ۲۲ مرداد, ۱۳۸۹

خبرگزاری هرانا – مسئولان ضمن ممانعت از آزادی رزیتا واثقی، شهروند بهایی ساکن مشهد، وی را ممنوع الملاقات کردند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، آخرین ملاقات خانم واثقی که بیش از ۵ ماه است در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر مشهد به صورت انفرادی نگهداری می شود مربوط به یک ماه قبل است که در این ملاقات وی دارای ضعف شدید جسمانی بوده است.

رزیتا واثقی در طی ۵ ماه گذشته تنها سه ملاقات کوتاه با خانواده اش داشته است.

از سوی دیگر طی روزهای گذشته پس از مراجعه مادر این شهروند بهایی به دادسرای انقلاب مشهد، بازپرس پرونده به وی گفته که بنا به درخواست وزارت اطلاعات دخترش دستکم تا دوماه دیگر آزاد نخواهد شد؛ این در حالیست که مورخ ۶ تیر ماه از خانواده ی واثقی وثیقه ای ملکی معادل ۵۰ میلیون تومان جهت آزادی فرزندشان اخذ شده است.

هشت ماه گذشت: برای شیوا نظرآهاری / فخر السادات محتشمی پور

جمعه, ۲۲ مرداد, ۱۳۸۹

ندای سبز آزادی: فخرالسادات محتشمی پور در مطلبی با عنوان” هشت ماه گذشت” یادی از زندانی سیاسی دربند شیوا نظرآهاری کرده است.شیوا نظرآهاری هشت ماهی هست که از دومین بازداشتش می گذرد.

به گزارش ندای سبزآزادی ، متن کامل مطلب همسر تاج زاده به شرح ذیل است:

صدایش نرم و آرام و نجیب می نشیند در گوشم: هشت ماه گذشت از جداشدنمان

هشت ماه؟!!!

بله چهار ماه دیگر که بگذرد می رسیم به یک سالگی حبس مجدد شیوا. و دیروز او از بند نسوان اوین به یاد من آورد که این روزها که ما مشغول زندگی عادی خود هستیم، او روزها و شب ها و ساعت ها و لحظه های اسارتش را شماره می کند با همان تقویم های دست ساز کذایی که بسته به هنرمندی زندانی خلق می شود. نمی دانم شاید هم گذر زمان را برحسب مشغولبت هایش اندازه می گیرد. هر دستبند بافته شده از نخ حوله که به یادگار هدیه می کند به عزیزانش، چند ساعت و هر لوح چوبی که نقش می کند بر آن عبارت های حکیمانه ماندگار را، چند روز. و تعداد قرص هایی هم که مجبور است بخورد تا شر مزاحمت های ناشی از عوارض سرماخوردگی کم شود، سرماخوردگی هایی که براثر استحمام های مکرر با آب سرد سراغش می آید، کمکش می کند برای اندازه گیری زمان. روزها و ماه ها گذشته و رسیده به عدد هشت. و من چرا به صرافت نیفتاده بودم که با استفاده از نعم در دسترس این زمان را حساب کنم و غصه هایم را شماره کنم در پس گذرش؟ آن شب قرار نبود من مسافر باشم. قرار بود صبح زود به اتفاق یکی از دوستان راه بیفتیم ولی پیشنهاد سفر جمعی را خصوصا به دلیل مطرح شدنش توسط خانواده های زندانیان سیاسی، نمی شد رد کرد. آن شب در میدان هفت تیر، میوه فروش و فروشنده سوپرمارکت وقتی فهمیدند ما آذوقه را برای قدم گذاشتن در چه راهی تدارک می بینیم، التماس دعا گفتند و نمی خواستند پولی از ما بگیرند ولی ما تشکر کردیم و تا اتوبوس رسید سوار شدیم. انگار یک تکه از رنگین کمان جنبش سبز را کنده بودند و سوار این اتوبوس کرده بودند. جوان، میانسال، زن و مرد، جانباز جنگ تحمیلی، خانواده شهید، خبرنگار، فرهنگی، فعال جامعه مدنی، مدیرسابق، خانه دار با اعتقادات و گرایش های متفاوت اما ملتزم به الزامات سبزها. اتوبوس حرکت کرد و ما شروع کردیم به جمع کردن کرایه ها تا یک جا پرداخت کنیم و داشتیم فکر می کردیم لازم است یک نفر جمع را نمایندگی کند. اصلا نفهمیدیم چگونه رسیدیم به میدان انقلاب و نفهمیدیم چرا اتوبوس متوقف شد و چگونه مهاجمین از پله ها بالا آمدند و با خشونت مدارک شناسایی را طلب کردند و شیوا را که قبل از این که ما بتوانیم تدبیری کنیم خودش را معرفی کرد و … چه شبی بود آن شب که اتوبوس دم به دم با ذکر صلوات و فاتحه های مسافرانش برای شادی و علو روح مرجع عالیقدر به لرزه می افتاد و هیچ پاسخی برای سوال ما نبود: تشییع جنازه ممنوع شده یا زیارت حضرت معصومه؟؟؟ و اگر چنین است چرا قبلا اعلام نکرده اید.

قصه عجیبی داشتیم ما آن شب که خبرش فی الفور به همه ایران بلکه جهان رسید. چه خبر زشتی. مثل خیلی خبرهای زشت دیگر یک سال گذشته و این دوماه پسینش. مثل هجوم به مراسم دعای کمیل آن هم در خانه یکی از خانواده های زندانیان سیاسی. مثل هجوم به مراسم یادبود شهدا و …

بیرون بستگان مسافرین اتوبوس یکی یکی داشتند باخبر می شدند از آن چه گذشته و نگرانی های شدت می گرفت و اینجا ما داشتیم دودوتا چهارتا می کردیم که فایده این برخوردهای زشت و سخیف و غیرعقلانی چگونه می تواند هزینه های گزافش را برای طراحان و اقدام کنندگان توجیه کند؟!!!

باری آن شب غائله با بازداشت چهار مسافر عزیز و رها شدن بقیه ختم شد و چهره آرام و نجیب شیوا که موقع خروج به سوی ما برگشت و با لبخندی دستش را برای خداحافظی تکان داد، برای همیشه در خاطر ما باقی ماند. تصویر یک قهرمان: شیوای عزیز، شیوای صبور، شیوای استوار، شیوای مدافع حقوق بشر، مدافع حقوق مظلوم، شیوای قهرمان.

حالا او باز هم همانگونه متین و آرام از آن سوی دیوارهای اوین مرا که میهمان خانه اش هستم، یادآور می شود به آن لحظه شوم. می گویم شیواجان دوست داشتم این بار که به خانه ات می آیم خودت درب را به رویم باز کنی ولی افسوس. می خندد و می گوید: تمام می شود، تمام می شود و من می گویم: در خانه ات سوره نمل را می خوانیم در خانه تو که مدافع حقوق زنان هم هستی داریم داستان ملکه سبأ را مرور می کنیم و مدیریت قابل تحسینش را که پیامبر خدا را به شگفتی آورد. می گویم به همه بچه سلام برسان، به بهاره و هنگامه بقیه ای که نمی شناسمشان و بگو ماه رمضان نزدیک است ما را از دعا فراموش نکنند.می گویم شما هم آن سوی دیوارها این آیه شریفه از سوره نمل را با ما تکرار کنید: «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء» و گوشی را می دهم به مهسا تا صدای مهربانش برای خواهر دربندش امیدبخش باشد. و به فکر فرو می روم. خدایا از ما چه برمی آید؟ چه می توانیم کرد برای جلوگیری از ظلم جز افشای آن؟ خودت تکلیف ما را برما الهام کن به قدرت و عظمتت ای خدای مظلومان.

آیات پایانی را خودم قرائت می کنم با صدایی محزون به نیت سلامت همه عزیزان دربند به ویژه کیوان صمیمی که مردانه بر خواست های حقوقی و شرعی و انسانی اش برای زندانیان اعتصاب کننده در انفرادی ها پای می فشارد، در حالی که چهره مظلوم و موقر فرزندانشان امین و عادله یک آن از ذهنم دور نمی شود.

پروردگارا تو را به حق سوره نملی که دوبار نامت در آن آمده و رحمانیت و رحیمیتت در آن تصدیق شده، فرزند نازنین این خانه و دیگر خانه های امید و ایمان را به نزد خانواده هایشان بازگردان.

آمین یا رب العالمین

جنبش سبز مرهون پایداری زنان است

دوشنبه, ۳۱ خرداد, ۱۳۸۹

چکیده : موقعیت امروزی جنبش سبز مرهون پایداری زنان است که در کنار همسران و فرزندان خود و به عنوان جمعی از پیشتازان جنبش حضوری بی بدیل داشته اند. جنبش باید بداند تحقق آزادی و دمکراسی بدون زنان سر افراز و بدون محاسبه و اجرای مطالبات رفع تبعیض و خشونت که زنان پیوسته طالب آن بوده اند ممکن نیست.

سی ام خرداد ماه ۱۳۸۸ تعداد زیادی از معترضان به نتیجه انتخابات به خیابان ها آمدند تا بپرسند رای ما کجاست؟ جواب معترضانی که به تظاهرات مسالمت آمیزدست زده بودند گلوله بود. در این میان شهادت دختر جوانی که به صورت کاملا آماتور از صحنه شهادتش فیلم گرفته شده بود، جهان را تکان داد. امروز۳۰ خرداد ۱۳۸۹، نخستین سالگرد شهادت اوست؛ او به سمبل شهدای مظلوم جنبش اعتراضی ایران تبدیل شد، جنبشی که تا کنون هم ادامه دارد، و اکنون نیز این جنبش فراتر از اعتراض به نتایج انتخابات پیش می‌رود. دکتر زهرا رهنورد به مناسبت سالگرد شهادت ندا آقا سلطان و جمعی دیگر از هموطنان بیانیه ای نوشته است.

به گزارش کلمه، متن این بیانیه به شرح زیر است:

«سی ام خرداد، سالگرد یکی از باشکوه ترین حضورهای ملی و مردمی در تاریخ کشور ماست. سی ام خرداد، سالگرد غم بار شهادت زنان بیگناه، زنان سلحشور و آزادیخواه و زنان مقاوم است که جنبش سبز بی حضور آنان نمی توانست پایدار بماند. ندا آقا سلطان، شبنم سهرابی، ترانه موسوی از جمله شهدای زن جنبش هستند.

در چنین روزی بار دیگر، حاکمیت فعلی، به روی ملت و مردم سرزمین خود تیر گشود و جوانان و زنان ملت را به خاک و خون کشاند.

در طی یک سال از ۲۲ خرداد هشتاد و هشت تا امروز که سی ام خرداد هشتاد و نه است پیوسته زنان و جوانان و حتی میانسالان در معرض سخت‌ترین رنج‌ها، دغذغه ها، نگرانی‌ها، بازجویی‌ها و شکنجه ها بوده اند.

فهرست حضور زنان در جنبش سبز را می‌توان طبقه بندی کرد:

- حضور فعال و شجاعانه زنان در سطح خیابان‌ها و حتی در مواردی به عنوان پیش‌گام و یا حامی مبارزان.

- حضور سلحشورانه و مقاومت مدارانه زنان در زندان‌ها و مقاومت، در برابر شکنجه ها و اعتراف گیری‌ها. (زنانی چون شیوا نظر آهاری، بهاره هدایت، آذر منصوری، مهدیه گلرو، عاطفه نبوی و..)

- حضور با هویتی چون روزنامه نگاران، معلمان، کارگران، فعالان حقوق بشر و هنرمندان و حضوری سخت تر از هر حضور، در مقام مادرانی که در سوگ فرزندان شان در فستیوال‌های غم و اندوه گورستان‌ها، لکه ننگی بر سیمای حاکمیت فعلی نشاندند.

مادرانی که هر روز پشت در زندان‌ها آزادی دختران و پسران زندانی خود را مطالبه می کنند و البته همسران زندانیان سیاسی. آنان که مرد خانواده را در کنار خود نمی‌بینند و با همه این مشکلات دندان بر جگر نهاده اند تا مبادا خون دل دردمندشان، آبروی سلحشوریشان را نزداید.

اینک با سه مخاطب مشکلات زنان مطرح می شود.

نخست روی سخن با جریان پرشکوه جنبش سبز است. موقعیت امروزی جنبش سبز مرهون پایداری زنان است که در کنار همسران و فرزندان خود و به عنوان جمعی از پیشتازان جنبش حضوری بی بدیل داشته اند.

جنبش باید بداند تحقق آزادی و دمکراسی بدون زنان سر افراز و بدون محاسبه و اجرای مطالبات رفع تبعیض و خشونت که زنان پیوسته طالب آن بوده اند ممکن نیست.

حاکمیت فعلی برای اینکه بحران‌های اقتصادی و بین المللی و فرهنگی و سیاسی را زیر نقاب قرار دهد، خشونت را همچنان طراحی و پی گیری می کند که دستگیری ها، حمله به بیوت علمای عظام، پر کردن زندان‌ها در این زمره اند. اما پیشنهاد می کنم به جای این گونه اقدامات آرامش و لطافت و عقلانیت را پیشه خود سازد و بدون هیچ قید و شرطی زندانیان را آزاد کند.

در این روند با آزادی زنان بدون هرگونه قید و شرط حسن نیت خود را ثابت کند و به خاطر داشته باشند که خودشان مادر، همسر و فرزند دارند و حداقل با شبیه سازی عاطفی و عقلانی دست از سر زنان زندانی بردارند و آنها را به حال شکوهمند خود برگردانند.

سالیان متمادی است که زنان مطالبات خود را در چارچوب مبارزه برای برابری، رفع تبعیض و رفع خشونت اعلام کرده اند. حاکمیت برای تحقق این اهداف، اقدامات اساسی را شروع کند.

تعدد زوجات، حضانت، دیه و ده‌ها عنوان دیگر را که خوشبختانه علمای نو اندیش برای آنها راه حل ارائه کرده اند، از مرحله تحقیق و پژوهش و فتوا به مرحله عمل در آورد و در جهت اصلاح فرهنگ و قوانین قیم مابانه نسبت به زنان اقدام کند. از دخالت در زندگی خصوصی افراد به ویژه زنان خودداری کنند و در نهایت در روند رفع بحران و توسعه عقلانیت در کنار آزادی زندانیان سیاسی، برگزاری انتخابات آزاد، آزادی مطبوعات و رسانه ها، احترام به دمکراسی و اجرای قانون اساسی را در همه بندها و بخش‌های آن وجهه همت خود قرار دهد.»

http://www.kaleme.com