بایگانی “آسیب”

مروری بر ماجرای دامنه دار سقط جنین های غیر قانونی در ایران/خبر آنلاین

جمعه, ۱۵ مرداد, ۱۳۸۹

خبر آنلاین- وزیر بهداشت ایران چند روز پیش از نگرانی این وزارتخانه درباره افزایش سقط جنین غیر قانونی در کشور خبر داده است. به گفته مرضیه وحید دستجردی، سقط غیر قانونی به دلیل مخفیانه‌ بودن اعلام نمی‌شود .

امید سلیمی بنی وزیر بهداشت ایران چند روز پیش از نگرانی این وزارتخانه درباره افزایش سقط جنین غیر قانونی در کشور خبر داده است. به گفته مرضیه وحید دستجردی، سقط غیر قانونی به دلیل مخفیانه‌ بودن اعلام نمی‌شود و افراد بعد از مراجعه نیز اعلام نمی‌کنند که به انجام سقط غیرقانونی مبادرت کرده‌اند به همین دلیل وزارت بهداشت و سایر نهادهای حکومتی مانند پزشکی قانونی، تنها از موارد نادری مطلع می‌شوند که آمار دقیق موجود نیست.

آماری که پنهان می شود

این در حالی است که تنها آمار رسمی ارائه شده در باره سقطهای غیر قانونی را سه سال پیش رییس پژوهشکده فناوری‌های نوین علوم پزشکی ابن‌سینا اعلام کرده بود. سازمانی که علاوه بر انجام امور آموزشی، برخی پژوهشهای غیر رسمی را نیز پوشش می دهد. دکتر “محمدمهدی آخوندی” سه سال پیش اعلام کرده بود سالانه ‪ ۸۰هزار سقط جنین غیر بهداشتی و به عبارت دیگر ‪ ۲۰۰مورد در هر روز در ایران انجام می‌شود. با این حال بررسیهای “خبر آنلاین” نشان می دهد بازار سقطهای غیر قانونی همچنان در ایران گرم است و هر روز مادران بیشتری به مراکز و اشخاص غیر قانونی و غیر مجاز سقط جنین مراجعه می کنند تا از شر جنین که در بطن آنها رشد می کند نجات پیدا کنند. هر چند هیچ کس، حتی مراکز دولتی در ایران که تقریبا آمار تمام فعالیتهای موجود در جامعه را در اختیار دارد نیز نمی تواند قاطعانه ادعا کنند، پس از ۳ سال از آخرین اظهار نظر، میزان رشد این پدیده ناهنجار به چه سطحی رسیده است. چون به گفته وزیر بهداشت ایران، سقط غیر قانونی مخفیانه است و به کسی اعلام نمی شود.

۷۵ درصد سقطها غیر قانونی هستند

یک پزشک متخصص زنان و زایمان به “خبر آنلاین” می گوید: “ارائه آمار دقیق در باره سقطهای غیر قانونی ممکن نیست. چون این کارها از نظرها محو است و مردم پنهانش می کنند. ولی با این حال آمار بیمارانی که بر اثر سقط کردن جنین خود در مراکز غیر بهداشتی و غیر قانونی، فوت می شوند، قابل توجه است.”

به گفته دکتر فرزانه عباس زاده، برای سقطهای ۵ هفته اول، نوعی آمپول پروستادین وارد بازار شده که تقلبی است و به دلیل اسپاسم عضلانی داخل رحم، منجر به ایست کامل تنفسی و مرگ می شود. دکتر عباس زاده در این باره می گوید:”۲ درصد مرگ مادران در این گونه سقطها اثبات شده است که آمار بسیار بالایی است.”

به گفته این پزشک متخصص، از کل سقطهایی که انجام می شود، نزدیک به ۱۵ درصد به صورت طبیعی انجام می شود، ۱۰ درصد نیز به صورت قانونی و با استفاده از مجوزها انجام می گیرد و سایر سقطها غیر قانونی است.”

این چنین که از گفته های متخصصان برمی آید، آمار ۸۰ هزار سقط غیر قانونی در ۳ سال پیش، هر روز روندی صعودی را طی می کند، زیرا به گفته برخی از پزشکان که در درمانگاه های بیماران زنان و مامایی شاغل هستند، ماهانه تعداد قابل توجهی از مادران که نیاز به سقط دارند، مراجعه می کنند.

چرا فرزندم را نمی خواهم

پاسخ به این سئوال، دقیقا پاسخ دادن به سئوالی است که دلایل در ابهام ماندن آمارهای سقط را توجیه می کند. یکی از پزشکان که در زمینه سقط فعالیت می کند، در پاسخ به “خبر آنلاین” می گوید: “بیش از نصف مراجعان، به دلیل روابط خارج از چارچوب خانواده، دچار بارداری ناخواسته می شوند. نیمی دیگر از این مراجعان با وجود داشتن روابط سالم، به دلیل عدم رعایت بهداشت جنسی، دچار بارداری ناخواسته شده اند و دلیل سقط خود را تعداد فرزندان بالا، سن و سال زیاد و مشکلات اقتصادی عنوان می کنند.”

این پزشک که خواست نام وی در این گزارش برده نشود، به “خبر آنلاین” می گوید: “معمولا هفته ای ۲ تا ۳ خانم در سنین ۱۸ تا ۴۰ سال برای سقط مراجعه می کنند که هیچ یک دارای مجوز از پزشکی قانونی یا سازمان نظام پزشکی نیستند.

وی پایین ترین هزینه عمل سقط غیر قانونی را بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان عنوان می کند و می گوید: “اگر نیاز به سزارین و کورتاژ باشد، این رقم تا ۲ میلیون تومان هم بالا می رود.” به گفته وی برخی از پزشکان و ماماها چون نیاز به پول دارند، این کار را انجام می دهند و توجیه شان این است که تا وقتی مردم از روی ناآگاهی حامله می شوند و نیاز به کمک دارند، پزشک باید به آنها خدمت رسانی کند.”

سقط و ثروت

به گفته آگاهان، آمار سقط جنین در محلات مرفه نشین شهر که عموما دارای سطح سواد و فرهنگ بالاتری هستند، از محلات پایین شهر کمتر است، چون خانمها آگاهی بیشتری دارند و از روشهای موثرتری برای جلوگیری استفاده می کنند. با این حال حتی تقریبا در تمام نقاط تهران، عمل سقط جنین در شرایط نامناسب انجام می شود.

وزیر بهداشت و درمان در این باره می گوید: “انجام عمل سقط جنین، مراقبت‌های جدی می‌طلبد چرا که کوچک‌ترین عارضه‌ای باعث عفونت و سقط عفونی و همچنین سوراخی رحم شده و خطر مرگ را در پی دارد و گاهی حتی بیماری طولانی‌مدت و معلولیت را در پی داشته که یک عمر گریبانگیر مادر می‌شود.”

به گفته دکتر دستجردی، وزارت بهداشت ایران، تحقیق در حوزه دلایل حاملگی های ناخواسته در خارج از چارچوب خانواده را انجام نخواهد داد زیرا “به حوزه وزارت بهداشت مربوط نیست، ما در این زمینه ها تحقیق و تفحص نمی‌کنیم و هر آنچه که بیمار اظهار می‌کند، ثبت می‌شود و از چند و چون واقعی این مسئله اطلاعی نداریم و معمولا این افراد به مراکزی که مراجعه می‌کنند سئوال و پرسشی از آنها نمی‌شود.”

این در حالی است که سازمان پزشکی قانونی بیش از ۵۰ مورد عارضه در جنین را مجوزی برای انجام سقط قانونی و مشروع می داند. رئیس سازمان پزشکی قانونی کشور آمار مجوزهای قانونی سقط را سالانه بیش از ۲ هزار مورد می داند. به گفته محمد حسن عابدی سقط درمانی پس از تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تایید پزشکی قانونی مبنی بر بیماری جنین قبل از چهار ماهگی و با رضایت مادر مجاز است.

دخالت اشخاص غیر مجاز، دلیل اصلی عوارض بعد از سقط

با وجودی که سقط جنین در مطب پزشک متخصص نیز دارای خطراتی است، بسیاری از مادران مجبورند سقط خود را در مراکز غیر قانونی و فاقد حداقل امکانات انجام دهند که این باعث در خطر قراردادن جان آنها می شود. دکتر فرزانه عباس زاده، متخصص زنان می گوید: “در مطب، تجهیزات کامل اتاق عمل وجود ندارد و وسایل کاملا استریلیزه نشده است، پس طبیعی است حتی در مطب متخصصان زنان و زایمان نیز جان مادر در خطر قرار گیرد. علاوه بر این شنیده می شود بسیاری از پزشکان عمومی که دارای تخصصی در این زمینه نیستند و ماماها و برخی پرستاران که سقط را به طور تجربی یاد گرفته اند در مراکز غیر مجاز خود، جان مادران را به خطر می اندازند.”

دکتر آخوندی رییس پژهشکده فناوری‌های نوین علوم پزشکی جهاد دانشگاهی نیز می افزاید: بسیاری از سقطهای غیر بهداشتی توسط افراد غیر متخصص و افرادی که مهارتی در انجام این کار ندارند انجام می‌شود و حداقل استاندارهای لازم پزشکی این کار را رعایت نمی‌کنند.” به گفته وی معمولا ‪ ۱۰تا ‪ ۱۵درصد از عوارض ناشی از سقطهای غیر ایمن مربوط به سقطهای ناقص، خونریزی، عفونت، پارگی ، سوراخ شدن رحم و صدمات داخل لگن است که به دلیل غیرقانونی انجام شدن این عمل و ترس از آثار ارتکاب آن، زنان کمتر به پزشک مراجعه می‌کنند و موجبات مرگ آنها فراهم می‌شود.

این در حالی است که پزشکان بدون مرز در گزارشی عوارضی مانند تهوع، استفراغ، دل‌پیچه (کرامپ‌های شکمی) و تب را از عوارض سقط های دارویی در سه ماهه اول می دانند. به گفته پزشکان بدون مرز در برخی از زنانی که از روش سقط دارویی استفاده می‌کنند سقط کامل صورت نمی‌گیرد و نیاز به استفاده از روش‌های دیگر نظیر کورتاژ است. این تشکل غیر دولتی هشدار می دهد عوارضی مانند عفونت، خونریزی‌های شدید، سقط ناقص، پارگی و آسیب رحم یا دهانة آن، و ادامة بارداری در انتظار مادرانی است که به روش جراحی، از جنین خود خلاص می شوند، هر چند گفته می شود کودکان حاصل از این قبیل بارداری‌ها معمولاً به ناهنجاری‌های مادرزادی و عقب‌ماندگی ذهنی مبتلا خواهند شد.

بزرگترین خطر بیماران

وزیر بهداشت و درمان ایران اخیرا نسبت به انجام سقط‌های غیرقانونی توسط افراد مختلف و بی‌سواد نسبت به رشته مامایی در کشور هشدار داده است. به گفته وی مهم‌ترین مواردی که سلامتی مادر را به خطر می‌اندازد، سقط‌های غیرقانونی است که باید با آنها دقیقا برخورد شود و این مسئله اطلاع‌رسانی مناسبی می‌خواهد.

ولی “اطلاع رسانی” چیزی است که در مورد سقط غیر قانونی بسیار کند و ناکافی انجام می شود. زیرا این مسئله علاوه بر اینکه در ارتباط بی چون و چرا با آبروی خانواده ها قرار دارد و بسیاری از سقط کنندگان از حرف زدن درباره اش خودداری می کنند، نشان دهنده تمایل جامعه ای است که قصد ندارد با واقع بینی مشکلات خود را ببیند و رفع کند. شاید برای این است که پس از گذشت سه سال، هنوز آمار دقیقی در این باره اعلام نشده است.

علاوه بر این، به نظر می رسد به دلیل افزایش شیوع روشهای خانگی سقط جنین برخی از این موضوعات از جمع محدود خانواده ها فراتر نمی رود. زیرا با استفاده از آمپولهایی که به وفور در اختیار دلالان غیر مجاز دارو و داروخانه هایی که ممکن است چندان به قانون پای بند نباشند، قرار دارد و بدون نسخه پزشک به فروش می رسد. در این رابطه دکتر دبیر انجمن داروسازان ایران می‌گوید: “این داروها جنبه درمانی خاصی دارند و تنها متخصصان زنان مجاز به تجویز آنها هستند. متأسفانه برخی افراد از این داروها سوءاستفاده می‌کنند. قاچاق این داروها به منظور تزریق در منزل یا درمانگاه‌ها موجب بروز مشکلات متعددی شده است. انجمن داروسازان ایران به‌شدت با مصرف غیرقانونی داروهای سقط‌زا مبارزه می‌کند. این داروها فقط در اختیار مراکز درمانی شناخته‌شده و داروخانه‌های شبانه‌روزی است و پزشک متخصص باید با در نظر گرفتن کلیه جوانب شرعی و قانونی آنها را تجویز کند. متأسفانه انگیزه اصلی دلالانی که این آمپولها را می فروشند تنها کسب سود مالی است.”

با این حساب، آیا در آینده جامعه ای را شاهد هستیم که بسیاری از مادران در آن، به دلیل سقطهای غیرمجاز و غیر بهداشتی سلامت خود را از دست داد اند و در یک کلام، دچار بیماری و عوارض مزمن پس از این قبیل سقط ها شده اند و یا با اطلاع رسانی کامل و کافی، شهروندان نسبت به این موضوع آگاهیهای لازم را کسب کرده اند تا در صورت نیاز به این قبیل خدمات، از راه درست مشکل خود را حل کنند، راهی که به نظر می رسد این روزها برای بارداران ناخواسته، به ترکستان ختم شده است.

زنان گرجستان، سنگسار زنان ایرانی را تحمل نخواهند کرد

جمعه, ۱۵ مرداد, ۱۳۸۹

رادیو فردا- مارینا تابوکشاویلی، رئیس بنیاد غیر دولتی حقوق بشر «تاسو»، به رادیو فردا می گوید زنان گرجستان هرگز قتل وحشیانه زنان در ایران را تحمل نخواهند کرد.

طرفداران سازمان های حقوق بشر و گروهی از مردم گرجستان در اعتراض به اعدام ها ، حکم سنگسار و ضایع شدن حقوق زنان در ایران در برابر ساختمان دبیرخانه دولت و کنسولگری ایران در تفلیس میتینگ کردند و خواستار واکنش دولت گرجستان به مجازات های اعدام، سنگسار و تعقیب مدافعان حقوق بشر، خصوصا مدافعین حقوق زنان در جمهوری اسلامی شدند.

خانم تبوکاشویلی در گفتگو با رادیو فردا، با انتقاد از وضعیت حقوق بشر در ایران می گوید: زنان گرجستان به اعتراض های بین المللی به سنگساز زنان در ایران می پیوندد.

اگرچه حکم سنگسار ختنم سکینه محمدی آشتیانی به اتهام زنای محصنه از سال ۱۳۸۴ در زندان به سر می‌برد، با اعتراضات شدید بین المللی مواجه شد و در واکنش به آن ایران حکم سنگسار را لغو کرده است، لیکن، هنوز هم امکان جایگزینی حکم اعدام وی به اتهام زنای محصنه و به قتل همسرش وجود دارد.

لوییز ایناسیو داسیلوا، رئیس جمهوری برزیل، روز شنبه، ۹ مردادماه از محمود احمدی‌نژاد،رئیس جمهوری ایران،‌ و آیت ‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی خواست تا اگر سکینه محمدی آشتیانی برای ایران ایجاد مشکل و ناراحتی می‌کند، اجازه بدهند وی به برزیل بیاید و از این کشور پناهندگی بگیرد.

ایران با تأکید بر مسلم بودن تخلف سکینه محمدی آشتیانی اعلام کرد که پیشنهاد رئیس‌جمهور برزیل در این باره «احساسی» و از روی بی‌اطلاعی است.

رئیس بنیاد تاسو می گوید: «ما نمی توانیم به چنان خشونتی بی اهمیت باشیم، خشونتی که تمام دنیا را شوکه می کند، بنابر این در اعتراضات و راهپیمائیهای منسجم و همسو با مجامع حقوق بشر دنیا دررابطه با نقض حقوق زنلن در ایران می خواهیم فعالانه شرکت بکنیم و سهمی در آن داشته باشیم. می خواهیم انزجار خود را زمانی که زنی حکم مرگ با روش سنگسار می گیرد، برای همه نشان دهیم.»

خانم تابوکشاویلی بر این عقیده است که دنیا چنین قساوتی را تحمل نخواهد کرد و مجامع بین المللی باید بصورت منجسم این واقعیت (سنگسار) موجود در ایران را محکوم کند.

وی گفت: این اعتراضات (میتینگ گرجستان بر علیه نقض حقوق بشر در ایران) توسط مدافعین حقوق بشر و مردم گرجستان انجام می شود و ما امیدواریم بتوانیم افراد زیادی را برای اعلام اعتراض (به احکام سنگسار و اعدام) در ایران به اعتراضات آتی مان جلب کنیم.

خانم تابوکاشویلی می گوید: «ما مشخصا از رئیس جمهوری، رئیس پارلمان و وزیر خارجه گرجستان انتظار داریم که به احکام اعدام و سنگسار در ایران واکنش شدید و مسئولانه ای بدهند.»

میتینگ روز گذشته گرجستان، سومین اعتراض جمعی مدافعین حقوق بشر و مردم عادی گرجی طی ماه گذشته در اعتراض به احکام سنگسار و اعدام در ایران است.

داستان زنان بیوه عراقی از زبان خودشان

جمعه, ۱۵ مرداد, ۱۳۸۹

تداوم خشونت ها در عراق و تاثیرات جنگ های گذشته باعث شده است تا تعداد زنان بیوه در این کشور از مرز یک میلیون نفر بگذرد.

بخش عربی بی بی سی گفت و گویی داشته با تعدادی از زنان بیوه ای که در عراق زندگی می کنند. آنها از تجارب شخصی شان، مشکلات که با آن روبرو هستند و ترس ها و امیدهایشان برای آینده سخن می گویند:

الهام مهدی،خانه دار ۴۲ ساله در بغداد

همسرم در انفجار یک اتوبوس در راه رفتن به محل کارش کشته شد. بعد از آن، هم مادر و هم پدر چهار فرزند یتیمم هستم. او ساعت هشت صبح خانه را برای رفتن به بازار شورجه بغداد ترک کرد، جایی که در آنجا فروشنده بود. اما زندگی اش ظرف نیم ساعت تمام شد.

ما از دولت غرامت دریافت کردیم اما این هیچگاه از دست رفتن عشق پدری به چهار فرزند را جبران نمی کند. همچنین هر شش ماه مبلغی دریافت می کنیم که به اندازه احتیاجات ما نیست.

اگرچه سازمان اجتماعی مدنی محلی هم حقوق ماهانه ای برای فرزندانم، لباس برای عید و کمک برای شروع سال تحصیلی جدید در نظر گرفته اما شرایط زندگی ما هنوز دشوار است و من احتیاج بیشتری به پول برای بزرگ کردن چهار فرزندم دارم.

رزان عثمان محمد، کارمند ۲۹ ساله در بغداد

رزان عثمانرزان عثمان پنج بار عمل جراحی انجام داده است

بعد از ده سال زندگی عاشقانه در یک دقیقه شوهرم را از دست دادم. در سال ۲۰۰۸ من، همسرم و فرزند یتیم یکی از بستگانش که تنها ۵ سال داشت، در محل انفجار بمبی در بازار گیر افتادیم.

زمانی که نیروهای امداد ما را نجات دادند بمب گذار انتحاری بمب بعدی را هم منفجر کرد. در آن لحظه من هوشیاری ام را از دست دادم و بدن من پر از تکه های ترکش شده بود. همسر من در راه بیمارستان به علت جراحت جان خود را از دست داد و آن کودک یتیم هم در اثر انفجار به سختی مجروح شده بود. او در حال حاضر توانایی راه رفتن ندارد.

من در ماه های بعد از انفجار پنج عمل جراحی انجام دادم. وضعیت من خیلی وخیم بود. تا سه ماه نمی دانستم که شوهرم کشته شده چرا که پزشکان به خانواده ام توصیه کرده بودند تا زمانی که وضعیت من بهبود یابد چیزی در این باره به من نگویند.

من اکنون با پدر و مادرم زندگی می کنم و خرج خودم را در می آورم.

در مقایسه با دیگر زنان بیوه شرایط خودم را بهتر می بینم چون فرزندی ندارم. اما وضعیت زنان جوان بیوه دیگر چطور است و چه کسی از آنها حمایت می کند؟

انتظار می رود توجه دولت به این بخش از جامعه ما که بیش از یک میلیون نفر است جلب شود و حقوق متناسب و معقولی را به آن اختصاص دهد، به جای آن که میلیون ها پول را صرف امنیت و سیاستمداران کند.

نهله النداوی، ۴۴ ساله مدرس دانشگاه بغداد

نهله النداوینهله می گوید به زنان دیگر که همسرانشان را از دست داده اند کمک می کند بر بحران روحی غلبه کنند

روزی که همسرم را به خاک سپردم سخت ترین روز زندگی من بود. نمی توانستم اندوهگین باشم چرا که باید مواظب پسرم بودم که از بیماری اوتیسم (در خود فرو رفتن) رنج می برد. به جز من و همسرم تنها تعداد کمی از آشنایان می توانستند با او رابطه برقرار کنند.

محمد، شوهرم پزشک جراحی بود که به آلمان پناهنده شده بود، اما بلافاصله بعد از تغییر حکومت در سال ۲۰۰۳ به عراق برگشت. در اواسط آوریل ۲۰۰۷ ، وقوع یک انفجار در روی پل الجزیره در بغداد باعث کشته شدن تعداد زیادی از مردم شد. اجساد ده نفر کاملا جزغاله شده بود، یکی از آنها جسد شوهر من بود.

آسد پسرم که عادت داشت همیشه روی سینه پدرش بخوابد و صدای ضربان قلب او را بشنود بلافاصله فقدان پدرش را حس کرد.

او خیلی روزها لباس های پدرش را می پوشید و در کمد او می نشست. اگر نتیجه خوبی از مرگ پدرش بیرون آمده،‌ این بوده است که او را بیشتر برای مواجهه با مسائل زندگی مصمم کرده است.

همیشه احساس می کنم که شوهرم هنوز با ما زندگی می کند. او یک نویسنده، متنفکر و نقاش بود و به همین دلیل هم حس می کنم که تنها به صورت فیزیکی مرده و کارهایش در نزد ما باقی مانده است. برای رهایی از بحران ها، خودم را مجبور می کنم که ادامه دهم.

با کمک دوستان کار دومی را دایر کرده ام که آموزش هنر زندگی کردن بعد از بحران به دیگر زنانی است که همسرانشان را از دست داده اند.

در واقع من به خودم کمک می کنم چرا که هنوز نمی توانم بر مسائل ام غلبه کنم. به عنوان زنی بیوه و مادر فرزندی که به کمک های ویژه نیاز دارد، احتیاج به سازمان مخصوصی دارم که بتواند از ابعاد مختلف مسائل فرزند مرا هم به عنوان پسری یتیم و هم کودکی که نیاز به مراقبت های ویژه دارد، حل کند.

عدویه مطر حسین، ۴۰ ساله، ساکن نجف

عدویه مطر حسینکمک همسایگان و انسان های خیر،‌ بیشترین درآمد عدویه را تشکیل می دهد

شوهرم را زمانی که حامله بودم از دست دادم. دخترمان شش سال دارد. او قبل از به دنیا آمدن یتیم شد.

همسر من در یک دعوای خانوادگی در سال ۲۰۰۴ کشته شد و من به تنهایی می باید از دو دختر مراقبت می کردم. سعی کردم مزایایی که به شوهرم تعلق می گرفت را بگیرم در این مورد هیچ کس نه دولت و نه خانواده ام به من کمک نکردند. در آن زمان دولت خیلی ضعیف بود و هیچ کس مایل به دخالت در یک دعوای خانوادگی نبود. این بود که تصمیم گرفتم آرام باشم و با دو دخترم در آرامش زندگی کنم.

اولین منبع درآمد من از همسایه ها و انسان های خیری است که مدام برای من پول جمع می کنند. دومین منبع درآمدم هم از کار کردن در میهمانی ها و مراسم عروسی به عنوان نظافتچی است.

من درخواست کمک مالی از دولت کردم اما تا این لحظه که شش سال از مرگ همسرم می گذرد هنوز چیزی دریافت نکرده ام. به این دلیل که هر درخواستی به بغداد فرستاده می شود و من نمی توانم پرونده خودم را دنبال کنم، چرا که استطاعت مالی برای سفر به بغداد و برگشت به اینجا را ندارم.

بیش از نیمی از درآمد من صرف اجاره ای خانه ای می شود که شامل اتاقی است که در حال حاضر من با دو دختر و برادرزاده ۳۵ ساله ام که کاملا از کار افتاده است در آن زندگی می کنیم.

از آنجا که می خواهم مراقب دخترانم باشم به ازدواج مجدد فکر نمی کنم و از طرفی هم نگرانم که همسر تازه از عهده برادرزاده ناتوان من بر نیاید. ما تنها از دولت یک چیز می خواهیم و آن ساختن خانه ای ساده در زمین کوچکی که همه خانواده را با هم زیر یک سقف نگهدارد.

هدی عبدالحافظ ، ۳۷ ساله، بغداد

مادر چهار فرزندم که پدرشان راننده تاکسی بود و یک روز برای کار از خانه بیرون رفت و دیگر هیچگاه بازنگشت.

بعد از چهار روز غیبت جسد شکنجه شده او را در بیمارستان محل پیدا کردم.

برای همسایه ها نان و غذا می پزم و می فروشم. این کار دومین منبع درآمد من شده که کمک می کند همزمان در خانه با بچه هایم و در جایی امن و به دور از خشونت خیابان باشم

هدی عبدالحافظ

در گزارش جنایی در خصوص قتل او نتیجه گیری شده است که او در جریان تلاش نافرجام برای سرقت ماشین مرده است، و به این ترتیب پرونده بسته شد. اما من فکر می کنم افراط گرایی قومی که در آن زمان رایج بود منجر به شکنجه و قتل او در سال ۲۰۰۷ شده است. بعد از اینکه از خانه قدیمی مان بیرونم کردند با چهار فرزندم، در خانه یک اتاق خوابه اجاره ای زندگی می کنم. ۱۵۰ هزار دینار در ماه که مبلغ ناچیزی است را به عنوان کمک مالی از دولت دریافت می کنم. این مبلغ حتی اجاره ۲۰۰ هزار دیناری ماهانه ما را هم پوشش نمی دهد.

کمک مالی دولت هم شش ماه پیش تا زمان شکل گیری دولت جدید قطع شد.

در خانه کار می کنم چرا که نمی توانم کودکانم را با سن کم در خانه تنها بگذارم. برای همسایه ها نان و غذا می پزم و می فروشم. این کار دومین منبع درآمد من شده که کمک می کند همزمان در خانه با بچه هایم و در جایی امن و به دور از خشونت خیابان باشم.

به ازدواج دوباره فکر نمی کنم. یکبار شانسم را امتحان کرده ام و الان نگرانی اصلی من فرزندانم هستند. مسکن مشکل اصلی ماست. اگر دولت بتواند خانه ای برایمان در نظر بگیرد این کار می تواند در پس انداز پول به من و فرزندانم کمک کند.

ماجده، ۶۰ ساله، بصره

ماجدهماجده و شوهرش یکبار تلاش کردند از عراق مهاجرت کنند،‌ ولی سرانجام به آن کشور بازگشتند

شوک و ضربه ناشی از تلاش نافرجام برای مهاجرت به آلمان در سال ۱۹۹۵، باعث مرگ شوهرم شد. ما همه چیز، کار، خانه و پولمان را از دست دادیم.
آن سال موقعیت عراق خیلی دشوار بود. من مشکلات اساسی در محل کارم داشتم، چرا که عضویت در حزب بعث را نپذیرفتم. ما تصمیم گرفتیم به اردن سفر کنیم و از آنجا به آلمان برویم اما نتوانستیم ویزای ورود به آلمان را بگیریم.

به علت شرایط ناگواری که در اردن با آن مواجه شدیم تصمیم گرفتیم به عراق برگردیم و زندگی را از ابتدا آغاز کنیم. با پولی که باقی مانده بود خانه ساده ای با لوازم اولیه خریدیم.

اما بعد از یکسال شوهرم جان خود را از دست داد چرا که نمی توانست از عهده سختی و فشار زندگی برآید.

در حال حاضر در خانه ام، هم زندگی می کنم و هم به کار خیاطی مشغولم و خانواده ام هم از لحاظ مالی به من کمک می کنند.

بعد از کمک هایی که از شورای محلی گرفتم، حقوق و مستمری بیوگان را نیز دریافت کردم. تمام زنان بیوه و مطلقه در منطقه ای که من زندگی می کنم، به واسطه ی کمک های یک مرد نیکوکار که در شواری محلی کار می کند، مستمری و حقوق دریافت می کنند.

http://www.bbc.co.uk